شماري از كارشناسان، وحوش را ميراث ارزشمند جنگل‌هاي خزري مي‌دانند و معتقدند، سرمايه‌گذاري بيشتر و حمايت همه‌جانبه براي صيانت از اين گونه‌ها ضروري است.


امروزه تخريب مناطق زيستگاهي، بهره‌برداري غيرمجاز از جنگل‌ها، شكار بي‌رويه، نبود قوانين جامع مربوط به بنگاه‌هاي بهره‌بردار، وجود ديدگاه تجاري نسبت به وحوش و نبود هماهنگي فرابخشي، نسل بسياري از گونه‌هاي جانوري را به خطر انداخته است.
يكي از وحوش ارزشمندي كه تقريبا نسلش در ايران منقرض شده، ببر مازندران است.
ببر مازندران، شباهت زيادي به ببر بنگالي دارد، با اين تفاوت كه تعداد نوارهاي دور بدنش بيشتر و نازك‌تر و رنگ پهلوهاي آن، پررنگ‌تر از ببر بنگالي است.
اين گربه بزرگ و زيباي ايراني، بيش از 40سال است كه ديده نشده است و مي‌توان به جرات گفت نسلش در ايران منقرض شده است.
گرچه هر از چندگاهي، خبر برخورد با ببر در بيشه‌هاي مازندران در بين ساكنان برخي روستاهاي آن خطه، اميدي را در دل‌ها زنده مي‌كند اما افسوس كه هيچ رد، اثر يا نشاني كه دال بر مستند بودن اين خبرها باشد به دست نيامده و متاسفانه اين نوع اخبار را مي‌توان تنها به عنوان خطاي ديد و يا شايعه تلقي كرد.
سال 1347، زنده ياد «كريم كشاورز»، در كتاب «تاريخ گيلان» وقتي از وحوش مازندران ياد مي‌كند، ببر مازندران را در جنگل‌هاي شمال ايران، نام برده است كه نشان مي‌دهد در آن زمان هنوز اين جانور وجود داشته و يا در اوايل انقراض آن بوده است و كسي از اين فاجعه محيط‌زيستي باخبر نبوده است.
درباره آخرين ببرهاي مازندران كه ديده شده دو روايت وجود دارد كه هر دو غم‌انگيز است و شكار ببر را در پي داشته است.
اولي، ببري است كه در 10 كيلومتري كلاله در سال 1332 توسط شكارچي حرفه‌اي شكار شده و دومي در سال 1338 ببري حنايي مايل به قرمز با خطوط پهن سياه‌رنگ است كه توسط يك شكارچي محلي كشته شده است.
افزايش جمعيت، توسعه زمين‌هاي كشاورزي به بهاي خشك كردن و نابودي مرداب‌ها و نيزارها، شكار بي‌رويه آهو، گوزن، خرگوش و گراز و طعمه‌هاي اصلي ببرها و در نتيجه كاهش شمار آنها، كشتن و شكار حرفه‌اي و محلي ببرها، قطع بي‌رويه درختان توسط شركت‌هاي چوب‌بري، عدم كارايي ادارات جنگل‌باني و گاها همكاري مسوولان اين ادارات با تخريب‌كنندگان و ... عوامل اصلي نابودي ببر مازندران هستند.
ردپاي ببر مازندران در اروپا
درحالي‌كه ساكنان مازندران حتي دقيقا نمي‌دانند آخرين بار چه زماني ببر مازندران در اين خطه ديده شده است و تنها اطلاعات‌‌‌شان از آن درحد چند عكس است، اما چند قلاده از اين گربه زيبا در اروپا و آمريكا به راحتي زندگي مي‌كنند.
اين ببرها در باغ وحش‌هاي اكسبورگ آلمان و كاليفرنياي آمريكا با قيد زيست بوم اين جانور زندگي مي‌كنند به علاوه در دفتر اطلاعات
باغ وحش كاليفرنيا در قسمت ببرهاي تانگاي هند و مازندران به طور جداگانه نگه‌داري مي‌شوند، اين مضمون به چشم مي‌خورد: «پنج ببر مازندران از اعقاب ببرهايي است كه در زمان قاجار به آمريكا آورده شده است.» و احتمالا اين ببرها در زمان ناصرالدين شاه به اروپا و آمريكا فرستاده شدند، چون ناصرالدين شاه براي تفنن باغ وحشي در بخشي از قصر دوشان تپه ساخت كه در آن مجموعه‌اي از حيوانات و از جمله تعدادي ببر مازندران نگهداري مي‌شد.
اميد نجات ببر مازندران
در بيست سال اخير در بسياري از كشورها توانسته‌اند با اجراي برنامه‌هايي برخي حيواناتي را كه در معرض انقراض بوده‌اند نجات دهند حتي در مواردي حيواناتي را كه در محيط طبيعي خود منقرض شده و فقط نمونه‌هايي در باغ وحش‌ها موجود بود را به محيط طبيعي و آزاد خودشان برگردانده و نتيجه موفقيت‌آميز هم بود.
با توجه به اين تجربيات، روزنه اميدي براي نجات ببر مازندران وجود دارد اما به شرط اينكه شرايط حياتش مهيا شود، يعني ديگر قطع درختان و خشكاندن مرداب‌ها، شكار بي‌رويه آلوده كردن آبها و ... متوقف شود.
از طرفي سرنوشتي مشابه ببر مازندران مي‌تواند منتظر ساير وحوش مانند بزكوهي، پلنگ، خارپشت، خرس، خرگوش، روباه، سمور، سنجاب، شغال، قوچ، گراز، گربه وحشي، گرگ، گوزن و شماري از آبزيان باشد. پس قبل از اينكه دير شود به فكر نجات آنها باشيم.
ببر سيبري، ببر بنگال، ببر چين، ببر هند و چين، ببر جاوه، ببر سوماترا، ببر بالي و ببر مازندران 8 گونه از ببرهاي مهم دنيا هستند. دو گونه سيبري و بنگال، زيباترين و باشكوه‌ترين ببرهاي دنيا هستند. خصوصيات ببر مازندران به لحاظ ظاهري مابين ببر سيبري و بنگال است اما اندازه و وزن ببر مازندران از ببر سيبري كوچكتر و از بنگال بزرگتر است. در واقع ببر مازندران بعد از ببر سيبري، بزرگترين ببر روي كره زمين است. پوست ببر مازندران نيز از ببر سيبري نازك‌تر و از ببر بنگال ضخيم‌تر است.
ببرها خلاف بسياري از گربه‌سانان، شناگران ورزيده‌اي هستند. بر اساس شواهد باقيمانده ببر مازندران شناگر خوب و قابلي بوده است. ببر مي‌تواند فقط با يك گاز از گلو يا پشت گردن يك گوزن، او را از پاي درآورد. پنجه‌هاي ببر نيز چنان قدرتي دارند كه مي‌تواند شكار خود را با يك ضربه محكم به زمين بيندازند.
ببر چيست؟!
ببرها چنگال‌هايشان را در مواقعي كه برايشان كاربردي ندارند به داخل جمع مي‌كنند. ببر بزرگترين عضو خانواده گربه‌سانان است. آنها در كنار رودخانه‌هايي كه اطرافشان داراي علفزارهاي بلندي است زندگي مي‌كنند تا بتوانند در ميان علف‌ها پنهان شوند و معمولا در تاريكي شب به شكار مي ‌روند. طول بدن ببرهاي بزرگ از نوك بيني تا دستشان حدود 3 متر است. (به اين اندازه يك متر دم را هم اضافه كنيد).
ببرها سنگين‌ترين گربه‌سانان هستند. وزن ببر سيبري حدود 3 برابر وزن يك انسان معمولي است. وزن ببر مازندران (نر) 240-170 و ماده 135-85 كيلوگرم بوده است. ببرها در بين گربه‌سانان بزرگترين دندان‌ها را دارا هستند، به طوري كه طول دندان‌هاي بزرگ آنها به اندازه انگشت دست انسان است. ببرها، بزرگترين، درنده‌ترين و سنگين‌ترين پستانداران گوشتخوار زمين هستند.