«آلودگي هوا»  


بر اساس آمارهاي مختلف، ساليانه نزديک به 3ميليون نفر در اثر آلودگي هوا جان خود را از دست مي دهند و اين در حاليست که 90درصد اين افراد در کشورهاي توسعه يافته زندگي مي کنند. در بعضي کشورها تعداد افرادي که در اثر همين عامل جان خود را از دست مي دهند بيشتر از قربانيان سوانح رانندگي است. اين مرگ و مير بطور خاص مربوط به آسم، برونشيت، تنگي نفس، حملات قلبي و آلرژي هاي مختلف تنفسي است.

آلودگي هوا چيست؟

آلودگي هوا، به وجود هر ماده اي در هوا که مي تواند براي انسان يا محيط او مضر باشد اطلاق مي گردد. آلاينده ها ممکن است طبيعي و يا ساخته دست بشر باشند و ممکن است به اشکال مختلف ذرات جامد يا قطرات مايع يا گاز باشند که بالغ بر 180 آلاينده مي باشند.

منابع انتشار آلاينده هاي هوا: منابع آلوده کننده هوا به دو قسمت طبيعي و مصنوعي تقسيم بندي مي شود. که منابع طبيعي عبارتند از: فعاليت هاي آتشفشان ها و آتش سوزي جنگل ها، گرد و غبار طبيعي، دود و مونواکسيدکربن ناشي از آتش سوزي ها، گاز رادون ناشي از کاني هاي زمين و درختان کاج که ترکيبات آلي را از خود متصاعد مي کنند. همچنين منابع مصنوعي نيز عبارتند از: وسايل نقليه موتوري(که در واقع مشکلي اساسي هستند چراکه دي اکسيد نيتروژن که مهم ترين آلوده کننده هوا است را توليد مي کنند)، زغال سنگ سوزها، صنايع مختلف، آلودگي هاي ناشي از سوزاندن بقاياي کشاورزي و...

آلاينده هاي هوا:

ترکيبات آلوده کننده هوا به دو قسمت گازها و ذرات جامد تقسيم مي شوند: 

1) ذرات جامد: ذرات کوچک و جامد براساس اندازه تقسيم مي شوند و عبارتند از: pm 10 و 5pm 2/. دسته اول ذراتي که داراي قطر کمتر از 10ميکرومتر هستند و دسته دوم ذراتي که داراي قطر کمتر از 2/5ميکرومتر هستند. ذرات با قطر کمتر از 2/5ميکرومتر براي سلامتي زيان بارتر هستند.

2) گازها: شامل مونواکسيدکربن، دي اکسيد نيتروژن، دي اکسيد گوگرد، هيدروکربن ها، ازن و....

آلودگي هوا در منازل:

دي اکسيدکربن يک گاز آلوده کننده هوا نيست ولي همواره بعنوان يک عامل مهم در بررسي کيفيت هواي منازل مورد توجه قرار گرفته و بعنوان شاخص کيفيت هوا لحاظ مي شود. افرادي که در معرض اين هوا قرار مي گيرند، دچار خستگي، عدم رضايت و عدم تمرکز مي گردند. مواد و مصالح ساختماني مثل رنگ ها بخصوص رنگ هاي با ترکيبات سربي، حشره کش ها و اسپري فرمالدئيد نيز مي توانند باعث آلودگي هوا در منازل گردد. 

حفاظت در برابر آلودگي هوا: در روزهايي که خبرهاي راديو، تلويزيون و روزنامه ها هوا را در شرايط بحراني اعلام مي کنند اين خبر به شما کمک مي کند که خود را از آلودگي هوا محافظت کنيد. AQI (يا شاخص کيفيت هوا) يک شاخص براي گزارش کيفيت هواي روزانه مي باشد. AQI با اندازه گيري آلاينده هايي چون ازن، منواکسيدکربن، دي اکسيد گوگرد، دي اکسيد نيتروژن و گرد و غبار محاسبه مي شود.

 وضعيت شاخص استاندارد آلودگي (I.PS )

پاک 0-50، سالم 50-100، ناسالم 100-200، بسيار ناسالم 200-300، خطرناک 300 

در مواقع آلودگي هوا چه بايد کرد؟

در روزهاي بحراني آلودگي هوا حتي الامکان از تردد در محدوده هاي مرکزي و پر ترافيک شهر اجتناب کنيد. استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي در سفرهاي روزانه درون شهري خود را جايگزين خودروهاي شخصي نمائيد. فعاليت يا بازي کودکان در محيط هاي باز را محدود نمائيد و افراد مسن يا افراد با بيماري هاي قلبي، ريوي نظير; آسم، برونشيت مزمن و نارسائي قلبي از خروج از خانه اجتناب نمايند.

باران اسيدي يکي از مشکلا ت جدي محيط زيست

يکي از مشکلات جدي محيط زيست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگير است، «باران اسيدي» مي باشد. «باران اسيدي»، به پديده هايي مانند مه اسيدي و برف اسيدي که با نزول مقادير قابل توجهي اسيد از آسمان همراه هستند، اطلاق مي شود. باران هنگامي اسيدي است که ميزان Ph آب آن کمتر از 5/6 باشد. اين مقدار Ph بيانگر تعادل شيميايي بوجود آمده ميان دي اکسيدکربن و حالت محلول آن يعني بي کربنات در آب خالص است. «باران اسيدي» داراي نتايج زيان بار اکولوژيکي مي باشد و وجود اسيد در هوا نيز بر روي سلامتي انسان اثر مستقيم دارد. همچنين بر روي پوشش گياهي تاثيرات نامطلوبي مي گذارد. لازم به ذکر است که در چند دهه اخير ميزان اسيديته آب باران، در بسياري از نقاط کره زمين افزايش يافته و به همين خاطر اصطلاح «باران اسيدي» رايج شده است. اما چه عناصري باعث تغيير طبيعي باران مي شوند؟ منشا» اين عناصر چيست؟ اين پديده در کجا رخ مي دهد؟ معمولا نزولات جوي بعلت حل شدن دي اکسيدکربن هوا در آن و تشکيل اسيدکربنيک بطور ملايم اسيدي هستند و Ph باران طبيعي آلوده نشده حدود 5/6 مي باشد. پس نزولاتي که به مقدار قابل ملاحظه اي قدرت اسيدي بيشتري داشته باشند و Ph آنها کمتر از 5 باشد، باران اسيدي تلقي مي شوند. 

تاريخچه «باران اسيدي»
پديده باران اسيدي در سال هاي پاياني دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشي سپرده شد. «اسميت» در سال 1873 واژه «باران اسيدي» را براي اولين بار مطرح کرد. او پي برد که ترکيب شيميايي باران تحت تاثير عواملي چون جهت وزش باد، شدت بارندگي و توزيع آن، تجزيه ترکيبات آبي و سوخت مي باشد. اين محقق متوجه اسيد سولفوريک در باران شد و عنوان نمود که اين امر، براي گياهان و اشيا واقع در سطح زمين خطرناک است. «موتا» و «ميلو» درسال 1987 عنوان داشتند که دي اکسيدکربن با اسيد سولفوريک و اسيد نيتريک عوامل اصلي تعيين کننده ميزان اسيدي بودن آب باران هستند، چرا که در يک فاز آبي به صورت يون هاي نيترات و سولفات درمي آيند و چنين يون هايي به آب باران خاصيت اسيدي مي بخشند. 

 اسيدهاي موجود در باران اسيدي

اسيدهاي عمده در باران اسيدي، اسيد سولفوريک و اسيد نيتريک مي باشند. بطور کلي اين اسيدها به هنگام حمل توده هوايي که آلاينده هاي نوع اول را دربردارند، بوجود مي آيند. از اين رو معمولا محل نزول باران اسيدي دورتر از منبع آلاينده ها مي باشد. باران اسيدي يک مشکل آلودگي است که به علت حمل دوربرد آلاينده هاي هوا توسط باد حد و مرز جغرافيايي نمي شناسد. 

 منابع توليد دي اکسيد گوگرد
بطور کلي دي اکسيد گوگرد در مقياس جهاني بيشتر بوسيله آتشفشان ها و توسط اکسايش گازهاي گوگرد حاصل از تجزيه گياهان توليد مي شود. دي اکسيد گوگرد طبيعي معمولا در قسمت هاي بالاي جو انتشار مي يابد. بنابراين غلظت آن در هواي پاکيزه ناچيز مي باشد. دي اکسيد گوگرد بوسيله صنعت نفت به هنگام پالايش نفت و يا تصفيه گاز طبيعي مستقيما و يا در هوا انتشار مي يابد.

 منابع توليد اکسيدهاي نيتروژن

اکسيد نيتروژن در هواي غير آلوده به مقدار کم در اثر ترکيب اکسيژن و نيتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق، وجود دارد و همچنين مقداري هم از رها شدن اکسيدهاي نيتروژن از منابع زيستي حاصل مي شود، اما اکسيد نيتروژني که بعنوان آلاينده جوي محسوب مي شود، از نيروگاه ها و دود اگزوز خودروها ناشي مي شود. 

 اثرات بوم شناختي باران اسيدي

آلاينده هاي نوع اول ،مانند هوا و آب باران را چندان اسيدي نمي کنند، اما اين آلاينده ها مي توانند طي چند ساعت يا چند روز به آلاينده هاي نوع دومي مثل اسيد نيتريک و اسيد سولفوريک تبديل شوند که هر دو در آب بسيار انحلال پذير و جزو اسيدهاي قوي مي باشند. در واقع تمام قدرت اسيدي در باران اسيدي، به علت وجود اين دو اسيد است. ميزان تاثير باران اسيدي بر روي حيات زيست شناختي در يک منطقه به ترکيب خاک و صخره سنگي که در زير لايه سطحي زمين آن منطقه واقع است، بستگي دارد. مناطقي که در زير لايه سطحي زمين گرانيت يا کوارتز دارند، بيشتر تحت تاثير قرار مي گيرند، زيرا خاک وابسته به آن، ظرفيت کمي براي خنثي کردن اسيد دارد. چنانچه صخره سنگي در زير لايه سطحي زمين از نوع سنگ آهک يا گچ باشد، اسيد بطور موثر خنثي مي شود، زيرا کربنات کلسيم به صورت باز عمل کرده و با اسيد وارد واکنش مي شود. 

 تاثير روي اکوسيستم آبي

درياچه هاي اسيدي شده به علت شسته شدن سنگها بوسيله يون هيدروژن داراي غلظتهاي بالاي آلومينيوم هستند که اين عامل اصلي کاهش جمعيت ماهيهاست. ترکيب زيست شناختي درياچه هاي اسيدي شده به شدت دچار تغيير مي شود و تکثير ماهيها در آبهاي داراي قدرت اسيدي بالا کاهش مي يابد. وقتي Ph خيلي پايين تر از 5 باشد، گونه هاي اندکي زنده مانده و توليد مثل مي کنند. آب درياچه هاي اسيدي شده اغلب زلال و شفاف مي باشد و اين به علت از بين رفتن زندگي گياهي و جانوري اين درياچه ها مي باشد. 

 تاثير روي گياهان و جنگل ها

تاثير باران اسيدي بر روي جنگل ها و محصولات کشاورزي را به دشواري مي توان تعيين کرد. ولي با اين وجود بررسي هاي آزمايشگاهي حاکي از اين هستند که گياهان زراعي رشد يافته در شرايط باران هاي اسيدي رفتار متفاوتي نشان مي دهند. محصولات برخي افزايش يافته و محصولات گروهي کاهش مي يابد. آلودگي هوا اثرات بدي روي درختان دارد. اسيدي شدن خاک، مواد غذايي موجود در آن را شسته و از بين مي برد. باران اسيدي که در جنگل ها مي ريزد، تاثير نامطلوبي روي درختان و پوشش گياهي مي گذارد و ممکن است باعث خشک شدن درختان شود. جنگل هاي ارتفاعات بالا بيش از همه تحت تاثير ريزش باران اسيدي هستند. قدرت اسيدي در مه و شبنم بيش از باران است، زيرا در مه و شبنم آبي که موجب رقيق شدن اسيد شود، کمتر است. 

برای مشاهده مقالات بیشتر به این وبلاګ مراجعه کنید.
ادامه نوشته

تصاویر زیست محیطی

برای دیدن تصاویر زیست محیطی به ادامه مطلب بروید . . .  .


ادامه نوشته

هوبره، نگين درخشان آسمان كويري سيستان و بلوچستان

هوبره ، پرنده نادري كه در فهرست پرندگان نادر محيط زيست كشور قرار گرفته است و بارها و بارها در آسمان سيستان و بلوچستان همچون نگيني درخشيده است. هوبره كه شباهت بسيار زيادي به ميش مرغ دارد، پرنده اي مهاجر محسوب مي شود كه بومي ايران نيست اما به عقيده يك متخصص پرنده شناسي اين گونه در كشورهاي همسايه و در نزديكي مرزهاي ايران نيز حيات دارد.



هوبره‌ از پرندگان‌ بسيار‏‎ ‎زيبا و باشكوه كويرهاست‌‏‎، پرنده اي بيابانگرد كه خجالتي و بسيار خوب با زندگي كويري خود را وفق داده و بسيار مقاوم است.

از لحاظ تركيب و شكل ظاهري تا حدودي به بوقلمون شباهت دارد .اين پرنده در جنوب و جنوب شرقي ايران در بيابان هاي اطراف بندرعباس، لار و شمال و جنوب سيستان و بلوچستان ساكن شده و همچنين در مركز ايران در صحراي ولدآباد و ابراهيم آباد در شرق تاكستان در جنوب قزوين هم ديده شده است.

اين پرنده نادر و كمياب در مناطق شني، تپه ماهورها، ريگزاهار و نواحي مركزي با بوته هاي پراكنده، علف هاي كوتاه و حاشيه گندمزارها به سر مي برد و اين گونه آشيانه خود را بر روي زمين مي سازد.

هوبره بين 75-65 سانتي متر طول و حدود 5/1 كيلو تا سه كيلو وزن دارد و طول بال هاي آن به 140 سانتيمتر مي رسد كه البته‌ نرها حدود 10‏‎‎ درصد از ماده‌ها بزرگتر‏‎ هستند.

هوبره‌ نر داراي‌ دمي‌ نسبتا بلند و بال هايي‌ باريك‌ در‏‎ ‎هنگام ‌پرواز است.‌،‎ دو رشته‌ پرهاي‌ زينتي‌‏‎ سياه‌ و سفيد در حاشيه‌ گردن‌ دارند ‏‎كه ‌‏‎سياهي‌‏‎ آنها در پشت‌ گردن‌ به‌ خوبي‌ مشخص است.

هوبره ماده نيز كوچكتر از نر است و زير تنه، خاكستري پررنگ تري دارد، همچنين انتهاي شاهپرهاي بال هوبره ها سياه است.

چيزي كه در خلقت اين پرنده اي كه شايد بارها و بارها در جاي جاي سرزمين سيستان و بلوچستان ديده ايم بيشتر از همه نمود پيدا كند سطح پشتي شاهپرهاي ثانويه كه در فصل زمستان سفيد مي شود .

پرواز اين پرنده سنگين و آهسته است و در هنگام پرواز ابتدا به تندي راه مي رود و بعد پرواز مي كند و دمي نسبتا بلند دارد.

هوبره پرنده اي تماشايي است كه در هنگام پرواز پرهاي زيبايش تلالو از رنگ سفيد و قهوه اي دارد.

اين پرنده چشمان زرد و درشت دارد و در هنگام قوز كردن ، هماهنگي كامل با محل شنزار محيط خود پيدا مي كند و در هنگام جفتگيري ، نرها روش عجيبي در جذب ماده دارند .

آنها كوركورانه با گامهاي بلند راه مي روند و پرهاي طوق گردن و كاكل سرشان را به هوا بلند كرده و براي ماده نمايش مي دهند .

ماده اين پرنده 4-2 تخم روي زمين مي گذارد . گونه آسيايي آن جزء پرنده هاي بي صدا ( بسيار آرام ) هستند .

هوبره‌ پرنده‌اي‌ همه ‌چيزخوار است‌ و از بذرها ، دانه‌ها و شاخه‌هاي‌ نازك‌ ،برگ‌ و گل‌‏‎گياهان‌استفاده‌ مي‌كند.

البته‌ جانوراني‌‏‎ ‏‎همچون‌ ملخ‌ ، سوسك‌ ، كرم‌ ، ‏‎عنكبوت‌ ، مورچه‌، مارمولك‌ و حتي‌ مار را نيز مي‌خورد اما اغلب خوراكش‌ را برگ‌لگجي‌ ، كنار ، خارشتر ، دانه، ميوه‌ گياهان‌‏Allium، گندم‌ و جو و بعضي‌ از دانه‌هاي‌ روغني‌‏‎ كه‌ بيشتر در دسترس‌ است‌ ، تشكيل‌ مي‌دهد‏‎.

به خوردن " شور" كه علف خودروي وحشي مخصوص اين مناطق مي باشد بسيار علاقه دارد. ندرتا آب مي نوشد و بيشتر آب بدنش را از غذايي كه مي خورد بدست مي آورد.

روي زمين آشيانه مي سازد و در هواي گرم تابستان و نيمروز در پناه بوته اي به اصطلاح جفت مي كند و كمتر به چشم مي آيد به همين جهت ديدن آن در چنان شرايطي بسيار مشكل است ولي وقتي كمي باد مي وزد چه صبح و چه عصر براي يافتن طعمه و نوشيدن آب حركت مي كند و در اين وضع از فاصله دور كاملا ديده مي شود .

زيستگاه اين پرنده بيابان هاي خشك و نقاطي است كه كمتر در دسترس شكارچيان بوده است ، در عين حال شكار آن با تفنگ نيز مشكل است زيرا از فاصله دور متوجه حضور انسان يا خودرو مي شود و هنوز به تيررس نرسيده پرواز مي كند .

بعضي از مردم حتي در ايران اعتقاد دارند خوردن گوشت هوبره باعث افزايش بعضي توانمندي هاي جسمي مي شود و مخصوصا سنگدان آن خاصيت دارويي دارد .

هوبره در جدال با شاهين مي تواند از خود دفاع كند و اگر پرنده شكاري با تجربه نباشد چه بسا كه به جاي هوبره ، پرنده شكاري از بين برود.

هوبره در جدال با شاهين وقتي شاهين از پشت نزديك مي شود ناگهان تغيير ارتفاع به سمت بالا داده و از مقعد خود خمير رقيق چسبناكي را به سمت شاهين مي افشاند كه در صورت ريخته شدن بر روي بالهاي شاهين بلافاصله شاهين سقوط مي كند و در حين سقوط آسيب مي بيند ( به اين دليل به آن پرنده بمب انداز هم مي گويند ).

اين پرنده بي نظيراز گونه هايي است كه بعلت شكاري بي رويه در خطر انقراض قرار دارد و تخريب زيستگاههاي آن نيز مزيد بر علت است و اين پرنده را در زمره پرندگان قابل حمايت قرار داده است و به همين سبب مورد حمايت سازمان حفاظت از محيط زيست قرار گرفته است.

بيشتر زيستگاه هاي هوبره تحت نظات حفاظت محيط زيست است


مدير كل محيط زيست سيستان و بلوچستان در اين باره مي گويد: هوبره پرنده اي است كه شكار آن ممنوع و در صورت شكار غير مجاز متخلفان ضمن دستگير به مقام قضايي معرفي مي شوند.

تورج همتي افزود: هوبره همانند ديگر گونه هاي جانوري و گياهي در برنامه هاي حفاظت زيست محيطي قرار دارند و توسط محيط بانان و تيم هاي گارد حفاظت مي شود.

وي افزود: هر ساله با شروع فصل سرما از اواخر مهرماه شاهد حضور اين نوع پرنده در جاي جاي استان هستيم كه زيست بوم هاي مختلفي را براي خود انتخاب مي كنند.

او ادامه داد:طي سرشماري انجام شده پاييزه امسال، حدود يك هزار قطعه پرنده هوبره از مناطق سرد سيبري به زيستگاه هاي مختلف استان از جمله شيله، دشت هامون، بزمان، چابهار و اطراف خاش كوچ كرده اند.

همتي بيان كرد: تمامي زيستگاه هاي هوبره در سيستان و بلوچستان تحت نظارت سازمان حفاظت محيط زيست قرار دارد و تيم هاي حفاظتي در صورت شكار غير مجاز اين پرنده با متخلفان بشدت برخورد مي كنند.

وي افزود: همچنين در مناطق آزادي كه بعضا هوبره در آن جا حضور دارند همياران زيست محيطي در حفاظ و نگهداري از اين نوع گونه نادر كوشا هستند كه با تلاش آنان شاهد كمترين ميزان آسيب به مهمانان سيستان و بلوچستان بوده ايم.

مدير كل حفاظت محيط زيست سيستان و بلوچستان بيان كرد:متاسفانه برخي افراد بومي به سبب ناآگاهي و برخي از اعراب مقيم كشرهاي حاشيه خليج فارس با سفر به اين استان اقدام به شكار اين پرنده مي كنند كه بارها و بارها دستگير و با آنان برخورد شده است.

وي افزود: همچنين اين افراد در مناطق زيستي هوبره اقدام به تله گذاري مي كنند كه با هوشياري و نظارت دقيق ماموران محيط زيست تله جمع آوري مي شود.

همتي معتقد است: هوبره پرنده اي كه در كنار شرايط خاص محيط زيست استان، زيبايي دو چنداني را به اكوسيستم منطقه مي بخشد و همگان بايد در راه نگهداري از اين گونه كوشا باشند.

وي افزود: هر ساله هوبره ها تا اواخر اسفندماه سيستان و بلوچستان را به عنوان اسكان موقت خود مي پذيرند و با شروع فصل بهار شاهد خروج شش ماهه آنان از اين سرزمين هستيم.

به اميد روزي كه زندگي هوبره در زيست بوم ها خالي از اضطراب و نگراني باشد.

منبع : سایت سازمان حقاظت محیط زیست
 

آيين نامه ( الگوي ) ارزيابي اثرات زيست محيطي

آيين نامه ( الگوي ) ارزيابي اثرات زيست محيطي
 ( مصوبه شماره 156 شورايعالي )


در اجراي مصوبه شورايعالي حفاظت محيط زيست مورخ 23/1/73 الگوي تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي به شرح زير تعيين مي گردد.

ماده 1- مجريان شرح ها و پروژه هاي مندرج در ماده دو موظفند به همراه گزارش امكان سنجي و مكان يابي پروژه ها نسبت به تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي مطابق اين الگو اقدام نمايند .

ماده 2- طرح ها و پروژه هايي كه مشمول اين الگو مي شوند عبارتند از :
الف ) كارخانجات پترو شيمي در هر مقياس
ب) پالايشگاه در هر مقياس
ج) نيروگاهها با ظرفيت توليدي بيش از يكصد مگاوات
د) صنايع فولاد در دو بخش زير :
1- واحدهاي تهيه كننده خوراك ذوب و ذوب با طرفيت توليدي بيش از سيصد هزار تن در سال .
2- واحدهاي نورد و شكل دهي با ظرفيت توليدي بيش از صد هزار تن در سال .
ه) سدها و سازه هاي ديگر آبي در سه بخش زير :
1- سدها با ارتفاع بيش از 15 متر و يا داراي ساختارهاي جنبي بيش از چهل هكتار و يا مساحت درياچه بيش از چهار صد هكتار
تبصره 1- سدهاي باطله ( نگهداشت مواد آلوده ) در هر اندازه شامل ارزيابي زيست محيطي مي باشند .
3- درياچه هاي انسان ساخت در مساحت بيش از چهار صد هكتار
تبصره 2- اندازه درياچه هاي پرورش آبزيان در مقياس كوچكتر از صد هكتار با هماهنگي وزارت جهاد سازندگي و سازمان حفاظت محيط زيست تعيين مي شود:
و) طرحها و پروژه هاي آبياري و زهكشي در وسعت بيش از يكصد هكتار .
ز) فرودگاههاي با طول باند بيش از دو هزار متر .

ماده 3- طرحها و پروژه هاي هفت گانه فوق ( بدون در نظر گرفتن ابعاد آنها) در صورتيكه در فاصل تآثير گذار و يا تآثير پذير از طرحها و پروژه هاي مندرج در ماده 2 قرار گيرند مشمول ارزيابي زيست محيطي مي باشند .

ماده 4- طرحها و پروژه هاي هفت گانه فوق ( بدون در نظر گرفتن ابعاد آنها ) در صورتيكه در فاصل تاثير گذار و يا درون مناطق ويژه زيستي قرار گيرند مشمول ارزيابي زيست محيطي مي باشند.
تبصره 1- فهرست مناطق ويژه زيستي همراه با موقعيت و فاصله تاثير پذيري آنها كه به تصويب مراجع رسمي رسيده باشد توسط سازمان حفاظت محيط زيست بطور منظم منتشر مي گردد .
تبصره 2 – فهرست ، موقعيت و فاصله تآثير گذاري طرحها و پروژه هاي هفت گانه موجود در كشور ( مطابق تعاريف ماده 2 ) توسط سازمان حفاظت محيط زيست تهيه و منتشر مي گردد .

ماده 5 – مجريان طرحها و پروژه هايي كه مشمول ارزيابي اثرات زيست محيطي مي شوند گزارش اجمالي به سازمان حفاظت محيط زيست ارايه مي نمايند و سازمان پس از بررسي حداكثر ظرف يكماه نكات حساسي را كه بايد در ارزيابي مورد توجه مجريان قرار گيرد اعلام مي نمايد .
تبصره – كليه آيين نامه ها و مقررات زيست محيطي كه به تصويب مراجع رسمي رسيده و رعايت آنها در ارزيابي اثرات زيست محيطي الزامي است توسط سازمان حفاظت محيط زيست تهيه و در اختيار مجريان قرار داده مي شود .

ماده 6 _ مجريان طرحها و پروژه هاي مشمول اين الگو موظفند با توجه به نكات اعلام شده و توسط سازمان حفاظت محيط زيست و آيين نامه هاي مربوط اقدام به تهيه گزارش ارزيابي اثرات زيست محيطي نمايند . گزارش هاي ارزيابي اثرات زيست محيطي بايستي توسط افراد متخصص ، مراكز علمي و شركتهاي تخصصي كه صلاحيت آنها به تصويب مراجع ذيربط رسيده باشد تهيه شود .
تبصره – تا زمان شكل گيري شركتهاي تخصصي ، مراكز علمي و افراد متخصص، سازمان برنامه و بودجه با هماهنگي سازمان حفاظت محيط زيست فهرست مقدماتي منتشر مي نمايند .

ماده 7 – ارزيابي اثرات زيست محيطي براي دو وضعيت دوره ساخت و دوره بهره برداري با تفكيك فعاليتهاي اصلي تهيه كنندگان اقدامات اصلي براي كاهش اثرات منفي زيست محيطي و هزينه هاي آنرا نيز ارائه مي نمايند .

ماده 8- تهيه كنندگان گزارش ارزيابي اثراتي زيست محيطي در پايان گزارش توصيه خود را به يكي از سه صورت زير بيان مي نمايند .
الف ) با توجه به ابعاد گسترده اثرات زيست محيطي اجراي طرح يا پروژه توصيه نمي شود .
ب ) اجراي طرح يا پروژه با تمهيدات لازم براي كاهش اثرات زيست محيطي قابل اجرا مي باشد .
ج) طرح يا پروژه بدون تمهيدات گسترده براي كاهش اثرات زيست محيطي قابل اجرا مي باشد .

ماده 9 – سازمان حفاظت محيط زيست با توجه به ضوابط اعلام شده نظر نهايي خويش را حداكثر ظرف سه ماه اعلام مي نمايد .
تبصره 1- به منظور هماهنگي امور مربوط به ارزيابي زيست محيطي طرحها و پروژه ها ( كميته علمي ارزيابي زيست محيطي ) متشكل از متخصصان و دانشگاهيان زير نظر رئيس سازمان حفاظت محيط زيست با تركيب زير تشكيل گرديده و مسؤليت امور علمي مربوط به ارزيابي ها را بعهده خواهد داشت
- رئيس سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان رئيس كميته
- پنج نفر از متخصصان و دانشگاهيان به انتخاب رئيس سازمان
- نماينده سازمان برنامه و بودجه
- نماينده مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران
- نماينده وزارت يا سازمان مربوط به طرح ارزيابي شده
تبصره 2- هر گاه بر اساس ارزيابي زيست محيطي اجراي هر يك از طرحها و پروژه ها ي عمراني و يا بهره برداري از آنها بر اساس نتايج ارزيابي و قانون و مقررات مربوط به حفاظت محيط زيست مغايرت داشته باشد ،
سازمان مورد را به وزارتخانه يا مؤ سسه اعلام خواهد نمود تا همكاري سازمانهاي ذيربط به منظور رفع مشكل در طرح مزبور تجديد نظر به عمل آيد .در صورت وجود اختلاف نظر طبق تصميم رئيس جمهور عمل خواهد شد.

ماده 10- ابعاد مورد بررسي براي اثرات زيست محيطي در مورد همه طرحها و پروژه هاي هفت گانه پس از بررسي وضعيت زيست محيطي موجود در چهار بخش به شرح زير صورت مي پذيرد :
الف ) اثرات زيست محيطي بر محيط فيزيكي
1- اثرات بر خاك : مورفولوژي و كيفيتي
2- اثرات بر آب : كميت آب و كيفيت آب
3- اثرات بر اقليم : هوا و صوت : تغييرات هوا و بارش ها ، كيفيت هوا .
4- اثرات ثانويه بين خاك ، آب و هوا
ب) اثرات زيست محيطي بر محيط هاي طبيعي
1- اثرات بر گونه هاي گياهي
2- اثرات بر گونه هاي جانوري
3- اثرات بر زيستگاهها ، چشم اندازها و مسير مهاجرت پرندگان
ج) اثرات زيست محيطي بر محيط هاي اجتماعي و فرهنگي
1- اثر بر سلامت و محيط بهداشتي مردم
2- اثر بر محيط اجتماعي ، اشتغال ، مسكن ، آموزش
3- اثر بر محيط فر هنگي : اعتقادات فرهنگي و مذهبي مردم ميراث فرهنگي
د) اثرات زيست محيطي بر طرحهاي توسعه كشاورزي ، صنعتي ، خدماتي
1- اثر بر ساير طرحهاي توسعه كشاورزي ، صنعتي ، خدماتي
2- اثر طرح آمايش منطقه
3- اثر بر كاربري اراضي منطقه

اين الگو در ده ماه و هشت تبصره در جلسه مورخ دوم دي ماه هزار و سيصد و هفتاد و شش شورايعالي حفاظت محيط زيست به تصويب رسيد .
( مصوبه شماره 138 شورايعالي )

شورايعالي حفاظت محيط زيست در روز سه شنبه 23/1/1373 موارد زير را تصويب نمود :
1- مجريان پروژه هاي زير موظفند به همراه گزارش امكان سنجي و مكان يابي ، نسبت به تهيه گزارش ارزيابي اثرات زيست محيطي پروژه اقدام نمايند :
الف – كارخانجات پتروشيمي
ب _ پالايشگاهها
ج _ نيروگاهها
د_ صنايع فولاد
ه- سدها و ديگر سازه هاي آبي
و_ شهركهاي صنعتي
ز – فرودگاهها

تبصره 1- سازمان حفاظت محيط زيست موظف است الگوي تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي را پس از تصويب شورايعالي حفاظت محيط زيست به مجريان پروژه ها اعلام نمايد .
تبصره 2- شروع عمليات اجرائي پروژه هاي ياد شده پس از تصويب گزارش ارزيابي زيست محيطي توسط سازمان حفاظت محيط زيست خواهد بود .
تبصره 3- سازمان حفاظت محيط زيست موظف است در مدت زماني كه در تبصره (1) تعيين خواهد شد ، نظر خود را د رمورد گزارش ارزيابي زيست محيطي به مسوول پروژه ابلاغ نمايد .
تبصره 4- در صورت وجود اختلاف نظر طبق ماده 7 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست عمل مي گردد .

معنی نام کشورهای جهان

در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان پرانتز آورده شده است:

ایران : سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)

آذربایجان :آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)

آرژانتین :سرزمین نقره(اسپانیایی)

آفریقای جنوبی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)

آفریقای مرکزی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان :سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی – ژرمنی)

آنگولا :از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش : شاهنشاهی شرق (ژرمنی)

اتیوپی : سرزمین چهره سوختگان (یونانی)

ارمنستان : سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)

ازبکستان : سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)

اسپانیا : سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

استرالیا : سرزمین جنوبی (از لاتین)

استونی : راه شرقی (ژرمنی)

اسکاتلند :سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)

افغانستان :سرزمین قوم افغان(دری فارسی)

اکوادور :خط استوا (اسپانیایی)

الجزایر :جزیره ها(عربی)

السالوادور :رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)

امارات متحده عربی :شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)

اندونزی :مجمع الجزایر هند(فرانسوی)

انگلیس :سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)

اوروگوئه :شرقی

اوکراین :منطقه مرزی(اسلاوی)

ایالات متحده امریکا :از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایتالیا : شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)

ایرلند : سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)

ایسلند : سرزمین یخ (ایسلندی)

باهاما : دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)

بحرین : دو دریا (عربی)

برزیل : چوب قرمز

بلژیک : سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.

بلیز : یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود

بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشی)

بوتان : تبتی تبار

بوتسوانا : سرزمین قوم تسوانا

بورکینافاسو : سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره –دیولا)

بولیوی : از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوئه : این سوی رودخانه

پاکستان : سرزمین پاکان

پاناما :جای پر از ماهی(زبان کوئِوا )

پرتغال : بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)

پورتوریکو : بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تانزانیا :این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است

تایلند :سرزمین قوم تای

ترکمنستان : سرزمین ترک مانندها

ترکیه : سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)

جامائیکا : سرزمین بهاران

جیبوتی : شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)

چاد : دریاچه ( زبان بورنو)

چین :سرزمین مرکزی(چینی)

دانمارک : مرز قوم "دان "

دومینیکن : کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)

روسیه : کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش" )

روسیه سفید (بلاروس ):درخشنده(روس) سفید(روسی)

رومانی : سرزمین رومی ها

زلاند نو :زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)

ژاپن : سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

سریلانکا : جزیره باشکوه (سنسکریت)

سلیمان جزایر :از نام حضرت سلیمان

ترین های ایران !!

رتبه های اول ایران در دنیا



۱- بیشترین تولید پسته


2- بیشترین تولید خاویار


3- بیشترین تولید خانواده توت


4- بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)


5- بیشترین تولید زرشک


6- بیشترین تولیدمیوه آلویی (از قبیل شفت وگیلاس وغیره )


7- بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)


8- بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)


9- بزرگترین واردکننده گندم


10- بیشترین فرار مغز ها


11- بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها 1.23 زن در مقابل هر مرد)


12- بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)


13- بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)


14- دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)


15- بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف کوکایین را دارد)


16- بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)


17- کهنترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200 سال قبل از میلاد مسیح)


18- میزبان بزرگترین جمیعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغان)


19- بزرگترین تولید کننده فیروزه


20- بزرگترین منابع روی در جهان


21- بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل تولید جهانی)


22- بیشترین شتاب پیشرفت تولید علم و تکنولوژی در جهان (340000% رشد در طول 37 سال 1349-1387، شتاب رشدی یازده برابر متوسط جهان در سال 1388, رشد سالانه کنونی 25.7%)


23- بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه 236 میلیارد دلار)


24- بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)


25- بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)


26- بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان(با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)


27- ارزانترین پایتخت جهان (طبق تحقیق شبکه خبری سی ان ان تهران ارزانترین پایتخت جهانست)


28- بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادامه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکسیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز


29- بالاترین آلودگی دی اوکسید گوگرد در هوای شهری


30- قدیمیترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)


31- بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)


32- کهنترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمیعت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمیعت تحت یک دولت در تاریخ هم هست.


33- بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی


34- بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

ماهواره ها



انواع ماهواره ها

ماهواره ها بر اساس ماموريت هايشان طبقه بندي مي شوند. 

1-ماهواره هاي تحقيقات علمي اطلاعات را به منظور بررسي هاي كارشناسي جمع آوري مي كنند. اين ماهواره ها اغلب به منظور انجام يكي از سه ماموريت زير طراحي و ساخته مي شوند. (1) جمع آوري اطلاعات مربوط به ساختار، تركيب و تاثيرات فضاي اطراف كره زمين. (2) ثبت تغييرات در سطح و جو كره زمين. اين ماهواره ها اغلب در مدارهاي قطبي در حركتند. (3) مشاهده سيارات، ستاره ها و اجرام آسماني در فواصل بسيار دور. بيشتر اين ماهواره ها در ارتفاع كوتاه در حركتند. ماهواره هاي مخصوص تحقيقات علمي حول سيارات ديگر، ماه و خورشيد نيز حضور دارند.

2-ماهواره هاي هواشناسي
به منظور مطالعه بر روي نقشه هاي هواشناسي و پيش بيني وضعيت آب و هوا كمك مي كنند. اين ماهواره ها قادر به مشاهده وضعيت اتمسفر مناطق گسترده اي از زمين مي باشند.بعضي از ماهواره هاي هواشناسي در مدارهاي سان سينكرنوس، قطبي، در حركتند كه توانايي مشاهده بسيار دقيق تغييرات در كل سطح كره زمين را دارند. آنها مي توانند مشخصات ابرها، دما، فشار هوا، بارندگي و تركيبات شيميايي اتمسفر را اندازه گيري نمايند. از آنجا كه اين ماهواره ها همواره هر نقطه از زمين را در يك ساعت مشخص محلي مشاهده مي كنند دانشمندان با اطلاعات به دست آمده قادر به مقايسه دقيق تر آب و هواي مناطق مختلفند. ضمنا شبكه جهاني ماهواره هاي هواشناسي كه در اين مدارها در حركتند مي توانند نقش يك سيستم جستجو و نجا ت را بر عهده گيرند. آنها تجهيزات مربوط به شناسايي سيگنال هاي اعلام خطر در همه هواپيما ها و كشتي هاي خصوصي و غير خصوصي را دارا هستند.
بقيه ماهواره هاي هواشناسي در ارتفاع هاي بلندتر در مدارهاي ژئوسينكرنوس قرار دارند. از اين مدارها، آنها مي توانند تقريبا نصف كره زمين و تغييرات آب و هوايي آن را در هر زمان مشاهده كنند. تصاوير اين ماهواره ها مسير حركت ابرها و تغييرات آنها را نشان مي دهد. آنها همينطور تصاوير مادون قرمز نيز تهيه مي كنند كه گرماي زمين و ابرها را نشان مي دهد.

3-ماهواره هاي ارتباطي در واقع ايستگاه هاي تقويت كننده سيگنال ها هستند، از نقطه اي امواج را دريافت و به نقطه اي ديگر ارسال مي كنند. يك ماهواره ارتباطي مي تواند در آن واحد هزاران تماس تلفني و جندين برنامه شبكه تلوزيوني را تحت پوشش قرار دهد. اين ماهواره ها اغلب در ارتفاع هاي بلند، مدار ﮋئوسينكرنوس و بر فراز يك ايستگاه در زمين قرار داده مي شوند. يك ايستگاه در زمين مجهز به آنتني بسيار بزرگ براي دريافت و ارسال سيگنال ها مي باشد. گاهي چندين ماهواره كه دريك شبكه و درمدارهاي كوتاهترقرار گرفته اند، امواج را دريافت و با انتقال دادن سيگنال ها به يكديگر آنها را به كاربران روي زمين در اقصي نقاط آن مي رسانند. سازمانهاي تجاري مانند تلويزيون ها و شركت هاي مخابراتي در كشورهاي مختلف از كاربران دائمي اين نوع ماهواره ها هستند.

4-ماهواره هاي ردياب كه كليه هواپيماها، كشتي ها و خودروها بر روي زمين قادربه مكان يابي با دقت بسيار زياد خواهند بود. به علاوه اشخاص عادي نيز ميتوانند از شبكه ماهواره هاي ردياب بهره مند شوند.در واقع سيگنال هاي اين شبكه ها (GPS)در هر نقطه اي از زمين قابل دريافتند.دستگاه هاي (GPS)دريافت كننده، سيگنال ها را حداقل از سه ماهواره فرستنده دريافت و پس از محاسبه كليه سيگنال ها، مكان دقيق را نشان مي دهند.

5-ماهواره هاي مخصوص مشاهده زمين به منظور تهيه نقشه و بررسي كليه منابع سياره زمين و تغييرات ماهيتي چرخه هاي حياتي در آن، طراحي و ساخته مي شوند. آنها در مدارهاي سان سينكرنوس قطبي در حركتند. اين ماهواره ها دائما در شرايط تحت تابش نور خورشيد مشغول عكس برداري از زمين با نور مرئي و پرتوهاي نا مرئي هستند.رايانه ها در زمين اطلاعات به دست آمده را بررسي و مطالعه مي كنند. دانشمندان به كمك اين ماهواره معادن و مراكز منابع در زمين را مكان يابي وظرفيت آنها را مشخص مي كنند.همينطور مي توانند به مطالعه بر روي منابع آبهاي آزاد و يا مراكز ايجاد آلودگي و تاثيرات آنها و يا آسيب هاي جنگل ها و مراتع بپردازند.

6-ماهواره هاي تاسيسات نظامي مشتمل از ماهواره هاي هواشناسي، ارتباطي، ردياب و مشاهده زمين مي باشند كه براي مقاصد نظامي به كار مي روند.برخي از اين ماهواره ها كه به ماهواره هاي جاسوسي نيز شهرت دارند قادر به تشخيص دقيق پرتاب موشكها، حركت كشتي ها در مسير هاي دريايي و جابجايي تجهيزات نظامي در روي زمين مي باشند.
  

برنامه‌ریزی آمایش سرزمین

از مسائل مهم و کلیدی که در کنار برنامه‌ریزی‌های کلان و بخشی باید مستقلاً به آن پرداخت، «برنامه‌ریزی آمایش سرزمین» و «برنامه‌ریزی منطقه‌ای» است. برنامه‌ریزی آمایش سرزمین، روند جامعی از برنامهریزی منطقه‌ای را ارائه می‌کند. این شکل از برنامه‌ریزی برای به‌کارگیری برنامه‌ریزی منطقه‌ای در سطح یک کشور بهترین مکمل برای برنامه‌ریزی کلان و بخشی است. برنامه‌ریزی آمایش سرزمین چون با دیدی وسیع و همه‌جانبه به فضای ملی نگاه می‌کند، همة مناطق کشور را باحوصله و دقت و از جهات مختلف مورد مطالعه و شناسایی قرار می‌دهد. سپس بر اساس توانمندی‌ها، قابلیت‌ها و استعدادهای هر منطقه باتوجه به یکنواختی و هماهنگی اثرات نتایج عملکردهای ملی آن‌ها در سطح ملی، نقش و مسئولیت خاصی را به هر منطقه محول می‌کند.
مهم‌ترین خصوصیات آمایش سرزمین، جامع‌نگری، دوراندیشی، کل‌گرایی، کیفیت‌گرایی و سازماندهی فضای کشور است. هدف آمایش سرزمین، توزیع بهینة جمعیت و فعالیت در سرزمین است، به‌گونه‌ای که هر منطقه متناسب با قابلیت‌ها، نیازها و موقعیت خود از طیف مناسبی از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و جمعیتی متناسب با توان و ظرفیت اقتصادی خود بپذیرد. به عبارت دیگر، هدف کلی آمایش سرزمین عبارت است از سازماندهی فضا به‌منظور بهره‌وری مطلوب از سرزمین در چهارچوب منافع ملی.
آمایش سرزمین زیربنای سازماندهی توسعة منطقه‌ای است و به بیانی دیگر ابزار اصلی برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای و ملی است. آمایش سرزمین، زمینة اصلی تهیة برنامه‌های توسعه اقتصادی‌-‌اجتماعی هر منطقه را فراهم می‌آورد و ابزار اصلی تلفیق برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و اجتماعی با برنامه‌ریزی‌های فیزیکی و فضایی خواهد بود. از آن‌جا که برای تحقق اهداف توسعه، باید همة منابع اجتماعی را اعم از منابع انسانی، اقتصادی و منابع فضایی و محیطی به‌ کار گرفت و به‌کارگیری همة این‌ها مستلزم برنامه‌ریزی است، لذا آمایش سرزمین مبنای طرح‌ها و برنامه‌های جامع توسعه بوده و پیوند دهندة برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، اجتماعی و فضایی یا مجموع آنان در قالب برنامه‌ریزی جامع و در مقیاس ملی و منطقه‌ای است.
در بحث آمایش سرزمین، مقولة «فضا» و تحلیل قانونمندی‌های حاکم بر شکل‌گیری آن، کلیدی‌ترین نقش را در برنامه‌ریزی دارد. به‌طور کلی در مورد فضا برداشت‌ها و تعابیر مختلفی وجود دارد، اما در مجموع می‌توان گفت فضا دربرگیرنده و حاصل روابط متقابل اقتصادی‌ـ‌اجتماعی بخشی از جامعه در محیط مشخصی از سرزمین است و سازمان فضایی تبیین روابط بین انسان و فضا و فعالیت‌های انسان در فضا است. سازمان فضایی سیمای کلی و چگونگی پراکنش و اسکان جمعیت و توزیع استقرار و ساختار اقتصادی ‌ـ ‌اجتماعی و کنش‌های متقابل بین آن‌ها را مشخص می‌سازد.



تحلیل چگونگی سازمان فضایی کشور از ضرورت‌های زیر ناشی می‌شود:
با شناخت عوامل مؤثر و نیز چگونگی سازمان‌یابی فضا، می‌توان قانونمندی‌های سازمان دادن فضا را دریافت تا از این طریق توسعة ارادی و هدایت شدة فضای کشور ممکن گردد.
با شناخت سیمای موجود و ویژگی‌های فضای ملی می‌توان به نقاط قوت و ضعف آن پی برد و در جهت سازماندهی دوبارة وضع موجود اقدام نمود.
با شناخت روند سازمان‌یابی فضا می‌توان دریافت که تحولات ملی به چه سمت و سویی گرایش دارد و در نتیجه، در توافق با استراتژی توسعة کشور هست یا نه.
همچنین می‌توان نتیجه گرفت که در برنامه‌ریزی فضای ملی، کدام روندها را باید تقویت یا تضعیف کرد یا به وجود آورد. عواملی که منجر به شکل‌گیری یک سرزمین یا یک فضا (عوامل ارادی و غیر ارادی) می‌شود، عبارتند از عوامل ارادی یا غیر ارادی.
عوامل غیر ارادی عواملی هستند که ارادة انسان، حداقل در شرایط حاضر نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر و تحول آن‌ها ندارد. این عوامل را به‌نوبة خود به دو گروه جغرافیایی طبیعی و جغرافیایی تاریخی تقسیم می‌کنند.
عوامل ارادی بالطبع به عواملی اطلاق می‌شود که تحت تأثیر تصمیم و ارادة انسان (جامعة بشری) قابلیت تغییر و تحول بسیار دارد. این عوامل را نیز در سه گروه ساختار اقتصادی، ویژگی‌های فرهنگی و سیاسی و نظامی و تغییر و تحولات فراملی طبقه‌بندی می‌کنند.
ساختار اقتصادی: شیوه و ترکیب تولید، اولویت‌ها در تخصیص منابع، سیاست‌های وارداتی و صادراتی باعث شکل‌گیری مراکز تولید و مصرف، قطب‌های صنعتی و نواحی کشاورزی و مراکز دادوستد می‌شود که از اصلی‌ترین عوامل شکل‌گیری سرزمین است.
ویژگی‌های فرهنگی و سیاسی و نظامی: رونق اقتصادی و به‌تبع آن رشد و توسعة شهرهای مشهد و قم به‌دلیل عنایت مردم به اماکن متبرکه، ایجاد و توسعة شهرهایی چون زاهدان، یاسوج و شهرکرد و برخی از شهرهای غرب کشور بر اساس ملاحظات سیاسی و توسعة بندر چابهار بر اساس ملاحظات نظامی، نمونه‌هایی از شکل‌گیری سرزمین بر اساس عوامل غیر ارادی است.
تغییر و تحولات فراملی: جنگ 8 سالة ایران و عراق و محدودیت‌های بالقوه‌ای که پس از جنگ نیز همواره از سوی همسایة غربی وجود داشته، اضمحلال حکومت اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد جمهوری‌های مستقل در شمال کشور که باب تازه‌ای در مناسبات اقتصادی و اجتماعی با ایران را گشوده‌اند یا تحولات مربوط به افغانستان در نوار شرقی کشور و ... هر یک به‌نوبة خود در دوره‌های زمانی میان‌مدت و بلندمدت باعث ایجاد تغییرات در این مناطق خواهد شد.
برنامه‌ریزی منطقه‌ای، افزون بر جهت تنظیم و هماهنگ‌کردن برنامه‌های مختلف اقتصادی‌ـ‌اجتماعی با نیازها و امکانات محلی، فرآیندی است در جهت مشارکت مردم و مناطق در برنامه‌ریزی و فراهم آوردن موجبات برنامه‌ریزی از پایین به بالا در جهت انطباق برنامه‌های کلان ملی با ویژگی‌های ناحیه‌ای.
برنامه‌ریزی منطقه‌ای از نظر جغرافیا و فضا، وجوه مشترک فراوانی با آمایش سرزمین دارد. تجارب جهانی نیز حکایت از این واقعیت دارد که این دو (برنامه‌ریزی منطقه‌ای و آمایش سرزمین) باید در کنار هم و بلکه برنامه‌ریزی منطقه‌ای در چهارچوب آمایش سرزمین انجام پذیرد.

تالاب هامون از آبادی تا نابودی، عدم مطالعات علمی و شاهکار عظیم مدیران محیط زیست کشور

تالاب هامون از آبادی تا نابودی، عدم مطالعات علمی و شاهکار عظیم مدیران محیط زیست کشور


ابتدا کلیاتی در مورد تالاب ها ذکر مینمایم :


كشور ايران به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و زمين شناختي فلات ايران از تعداد و تنوع بسيار بالاي اكوسيستم هاي تالابي برخوردار است به طوري كه از ۳۹ محيط تالابي تعريف نشده به جز يك مورد ، مابقي در ايران يافت مي شود . بالغ بر ۲۷۰ تالاب در كشور ما وجود دارد كه ۸۰ مورد آنها از وسعتي درخور توجه برخوردار هستند كه مي توانند در سطح بين المللي نيز مطرح باشند اما تنها ۲۲ تالاب كشور در سايت رامسر به عنوان مهمترين تالاب هاي بين المللي به ثبت رسيده است كه به رغم اهميت بالاي اين ۲۲ منطقه در سطح جهان و قرار گرفتن اكثر اين مناطق در فهرست مناطق چهارگانه و تحت الحفظ سازمان حفاظت محيط زيست، هيچيك از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست . ۷ تالاب از سوي دبيرخانه كنوانسيون رامسر در فهرست مونتروي كنوانسيون به عنوان تالاب هاي در معرض تهديد و تخريب ثبت شده ، در حالي كه تعداد واقعي تالاب هاي در شرف نابودي كشور رقمي بيش از اين است .


حال به معرفی و مشخصات این تالاب بین المللی (تالاب هامون) می پردازم :


حوزه هامون هیرمند، دارای وسعت 34273 کیلومتر مربع است كه 5/74% سطح حوزه آب ریز در سطح استان است.رودخانه هیرمند و چاه نیمه، منبع اصلی تامین آب دشت سیستان و در حقیقت شاهرگ حیاتی منطقه سیستان است كه از كوه های هندوكش و ارتفاعات بابایغما در چهل کیلومتری غرب کابل، در افغانستان، سرچشمه می گیرد و پس از طی مسافت 1050 کیلومتر، وارد خاك ایران می شود.این رودخانه در مرز جریات پیدا می كند و پس از انشعاب شاخه های شیردل و نیاتك از آن، وارد خاك افغانستان می شود، شاخه دیگر در ناحیه جنوب شرقی خاك سیستان پس از انشعاب از طریق سد كوهك در جهت شرقی غربی، مستقیماً وارد خاك این منطقه می گردد و در محل سد زهك دو شاخه اصلی، در همان جهت ادامه مسیر می دهد.سد سیستان و پل نهر آب بر این شاخه ]كه از طریق چاه نیمه تامین می شود.[ تعبیه شده است.این رودخانه، نهایتا در محل لورگ باغ وارد دریاچه هامون می گردد.


نام دریاچه هامون در اوستا (کانس اویا) آمده و در پهلوی (کیانسی) ور در کتب فارسی (کانفسه) آمده است.در یشت نوزدهم که نام زامیادیشت معروف است (بند66) آمده است که مرکزیت دین زرتشت، سرزمینهای پیرامون دریاچه کیانسیه است و گاهی با کلمه (آپ) امیخته و بصورت (کیانسی آپ) آمده است. هامون اسمی است که بعدها به این دریاچه داده شد. سابقه تاریخی این دریاچه نشان می دهد که در ایران قدیم از لحاظ مذهبی دارای تقدس بوده، چنانکه استاد پورداوود می گوید: شرافت هامون در این است که در آینده سه پسر از پشت پیغمبر(زرتشت) از کنار آن ظهور خواهندکرد که هر یک به فاصله هزار سال از همدیگر پا به عرصه وجود خواهندگذاشت. بدین ترتیب بنا به تفصیل کتب تاریخی، فروهرها برای نگهداری نسل آینده زرتشت به دریاچه کیانسی(هامون) گماشته شده اند.

بنابر روایات مذهبی زرتشتیان، عالم از بدو خلقت روح تا پایان به دوازده دوره هزارساله تقسیم می شود که دهمین هزاره(هزاره هوشیدر) سپس (هزاره هوشیدرماه) و در آخر (هزاره سوشیانت) است.

گذشته از کتب پهلوی، به تکرار در خود اوستا(کانس اویا) یا دریاچه هامون محل ظهور سوشیانت خوانده شده و در فقره های 92-96 زامیادیشت آمده که سوشیانت پیک اهورامزدا پسر (ویست تئوروئیری) بدان هنگام که از آب کیانسی بدرآید، گرزی پیروزمند در دست دارد.

در فقره 66 زامیادیشت چنین آمده است: فر کیانی، از آن کسی است که شهریاری وی از آنجایی که رود هیرمند، دریاچه کیانسیه(هامون) را تشکیل می دهد، برخاسته است. آنجایی که کوه اوشیدم جای دارد و از گرداگرد آن آب بسیار از کوهها سازیر شده است.

بسیاری از محققان معتقدند که کوه اوشیدم یا اوشیدر در سیستان است و جایی که رود هیرمند، دریاچه هامون را تشکیل داده همانا کوه خواجه است. زیرا دردشت سیستان غیر از کوه خواجه، هیچ پشته سنگی دیگری وجود ندارد تا هیرمند بر پیرامون آن بریزد. بنابراین کوه خواجه از روزگاران گذشته و از عهد بززگی وسرافرازی ایران، پرستشگاه پاک دینان و مسکن پارسیان و جایگاه عبادت بزرگان دین مزدیسنا بوده و امروز نیز نزد مردم مسلمان سیستان از قداست خاصی برخوردار است. به عبارتی جشنهای نوروزی کوه خواجه که بسیاری به آنها اشاره دارند، شاید ریشه ای در زمان باستان داشته باشد، از زمانی که معتقدان زرتشتی به انتظار ظهور سوشیانت درآن جمع می شده اند و تا به امروز نیز باقی مانده است. در زمانی نه چندان در آیین بعضی از مردم سیستان که در آبادی های کنار دریاچه هامون خانه داشتند، این بود که شبی که فردایش نوروز بود، دختر زیبایی را بر اشتری آذین شده سوار می کردند و به کنار دریاچه می بردند. در آنجا گروه مردان دور از اجتماع زنان و دختران به کناری می رفتند و به شادی و ساز و آواز می پرداختند و زنان دختر زیبا را که اوشیدر نام نهاده بودند، برهنه داخل آب می نمودند و تا نیمه شب به رقص و ترانه خوانی و شور و نشاط می پرداختند. پس از آن دختر را به همان آیین به خانه باز میگرداندند. این رسم بی گمان اشارتی به باورهای زرتشتیان دارد که ذکر می شود.

در مورد تولد سوشیانت، موعود منتظر زرتشتیان، گفته شده است که در آخر دوازدهمین هزاره، دوشیزه ای از خاندان بهروز در دیاچه هامون خود را می شوید و آبستن می شود، از او سوشیانت، آخرین آفریده اهورامزدا، روی به جهان خواهد نمود و چون به سن سی سالگی رسید امانت رسالت مزدیسنا به وی واگذار می شود. در آن روز خورشید در وسط آسمان بی حرکت می ماند و بدین وسیله ظهور سوشیانت به جهانیان بشارت داده خواهدشد.


و اما ....


شاهکاری از جنس مدیران ایرانی !!


درياچه هامون به عنوان هفتمين تالاب بين المللي جهان و بزرگ ترين درياچه آب شيرين كشور تقريباً براي هميشه از روي نقشه جغرافيايي پاك شد . درياچه اي كه تا كمتر از دو دهه قبل هر ساله پذيراي بيش از يك ميليون پرنده مهاجر بود . با نابودي هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شدند و زناني كه با بهره گيري از ني هاي درياچه به توليد صنايع دستي اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست دادند . دامداران سيستاني با ۱۲۰ هزار رأس گاوي كه تا ديروز در ۷۰ هزار هكتار از اراضي درياچه چرا مي كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن هاي روان درياچه قرار گرفته است. درياچه اي كه سالانه ۱۲ هزار تن ماهي از آن صيد مي شد امروز يك بستر خشك و تفتيده است. شايد اگر مطالعه دقيقي صورت مي گرفت مشخص مي شد كه نابودي هامون بزرگ ترين پديده پناهندگي و آوارگان زيست محيطي در كشور را رقم زده است . خشكسالي هاي سال هاي اخير و عدم پايبندي افغان ها به راي كميسيون دلتا ( كميسيون دلتا متشكل بود از كارشناسان سه كشور كانادا، آمريكا و شيلي كه روي رودخانه هيرمند كار كارشناسي انجام دادند ) و قرارداد ۱۳۵۱ دولت ايران و افغانستان مبني بر آزادسازي ۲۶ متر مكعب آب در هر ثانيه در رودخانه هيرمند و ضعف روابط ديپلماتيك دولت ايران در حل اين معضل ، جملگي باعث شد تا امروز هامون چشم انتظار قطره اي از آب هيرمند باشد

ادامه دارد ....

مشکلات زیست محیطی

این مجموعه شامل مشکلات و معضلات زیست محیطی جهانی مرتبط با محیط زیست شهری است:

حاشیه نشینی

پدیده حاشیه نشینی به دلیل اجبار و یا بعضی جاذبه ها صورت می پذیرد می تواند به راحتی و به طور فزاینده، کیفیت محیط زیست به ویژه زمین را کاهش و محرومیت اجتماعی را افزایش دهد.

دلایل حاشیه نشینی متعدد است و مواردی مانند کاهش منابع مشترک، تلاش برای فرار از ناراحتی، امید به اشتغال، دستیابی به اراضی مرغوب، اخراج از مناطق تحت حفاظت، اخراج از املاک کاربران عمده زمین، جایگزین کردن موقعیت های تجاری بهتر، اثرات ناشی از تعدیل ساختار اقتصادی، افزایش هزینه ها، در دسترس قرار دادن نیروی کار، فوت سرپرستان خانوارها، بلایای طبیعی و غیره را شامل می شود.

تغییرات اقتصادی ـ اجتماعی و زیست محیطی ناشی از تکنولوژی های جدید می تواند مردم را به حاشیه بکشاند. به عنوان مثال خشکسالی، بیماری، آفات، آلودگی، کاهش تقاضا، تغییر مد، جنگ، افزایش هزینه ها،تغییر در ارتباطات، محصولات جدید، مهاجرت نیروی کار، طرز برخورد کاربران جدید زمین، شکوفایی یا افت اقتصادی، جملگی از مواردی هستندکه به طور مستقیم یا غیر مستقیم به سبب ابداعات تکنولوژیکی باعث جابجایی جمعیت به صورت حاشیه نشینی می شود.

مطالعات فقر و کاهش کیفیت محیط زیست نشان می دهد که ترکیب سه عامل، باعث پدیده حاشیه نشینی می شود:

1- رشد سریع جمعیت

2- استفاده انحصاری از زمین همراه با مدرنیزه شدن کشاورزی در مناطق حاصلخیز

3- افزایش نابرابری در سیستم زمان بندی استفاده از زمین



رشد جمعیت و مشکلات زیست محیطی

بسیاری کشورهای درحال توسعه با ابعاد گوناگون فقر و مبارزه برای حفظ استانداردهای زندگی دست به گریبان هستند، ولی با این حال توجه کمی را در قبال خنثی سازی یا برطرف نمودن مشکلات زیست محیطی معطوف می دارند.

باید اذعان داشت که رشد جمعیت به خودی خود به معنی کاهش در کیفیت محیط زیست نبوده و حتی می تواند باعث بهبود تکنولوژی و یا افزایش تولیدات کشاورزی باشد.



شهر نشینی

در نیم قرن گذشته، شهرها با سرعت زیادی شروع به رشد کرده اند. بررسی های آماری نشان می دهد که در حال حاضر بیش از 50 درصد جمعیت جهان را به دنبال داشته است، مثل آلودگی آب، هوا، دفع زباله، افزایش مصرف سوخت، اعتصاب و فقر.

مدیریت زیست محیطی به ویژه در قرن بیست و یکم باید هر چه بیشتر ـ همراه با رشد مشکلات اجتماعی ـ مسائل محیط زیست شهری را مورد ملاحظه قرار دهد.



آلودگی و مواد زائد، ناشی از توسعه شهر نشینی

عمران شهری به طور عمده به ساکنان شهرهای بزرگ و کوچک اطلاق می گردد. در حال حاضر بسیاری از مناطق شهری به محیط زیست های آلوده و ناسالم زمین تبدیل شده اند.

شهرها بر یکدیگر اثر می گذارند و این تاثیرات با سرعت، به سایر مناطق شهری، گسترش می یابد. در کشورهای فقیر، فشارهای ناشی از عدم ثبات در ساختار اقتصادی ـ غالباـ نقطه آغازین نابودی شهرها به شمار می روند.

بسیاری از شهرها حتر در کشورهای توسعه یافته دارای سطوح خطرناکی از آلودگی هوا هستند و با اشکالی مختلفی از مشکلات مربوط به دفع مواد زائد و فاضلاب مواجه هستند.



اثر جزیره گرمایی

منظور از جزیره گرمایی این است که برخی از مناطق شهری (مثل مراکز شهرها) گرمتر از سایر مناطق اطراف خود بوده و باعث ایجاد جریانهای موضعی هوا می گردد.



پراکندگی شهری

توسعه شهرها، همواره با از بین رفتن زمینهای زراعی، تنوع بیولوژیکی و تفرجگاه های طبیعی همراه است. بیشتر شهرها در مناطق متروکه ای هستند که می توان از آنها برای کاهش آثار مخرب ناشی از توسعه شهرها استفاده نمود؛ ولی رفع آلودگی، بازسازی و اسکان این مناطق غالبا از هزینه های بالایی برخوردار می باشد. در چنین مواردی می توان با کاشت درخت و صرف هزینه های نسبتا پایین این مناطق را به تفرجگاههای عمومی تبدیل نمود و یا از چشم انداز زیبای آن لذت برد.



بارندگی و روان آب های شهری

در شهرها، به هنگام بارندگی، جریان آب موجود از طریق مسیل ها، جوی ها و کانالهای مختلف به حرکت در آمده و به فاضلاب مبدل می شوند. روان آبهای موجود همواره با خود مقداری گل و لای و مواد آلاینده را وارد مجاری فاضلاب شهرها می نمایند. بنابراین هر گونه پوسیدگی، شکستگی و خرابی در مجاری عبور روان آبها، می تواند باعث آلودگی سفره های آب زیرزمینی موجود در پایین شهرها می شود. لندن از شهرهایی است که از قدیم الایام با چنین مشکلاتی روبرو بوده است.



فاضلابهای شهری

تا قبل از قرن نوزدهم میلادی، مشکل دفع فاضلاب فقط به مناطق شهری مربوط می شد و به اشکال مختلفی مثل: تخلیه چاه توالت ها و فاضلاب خانگی، جمع آوری فضولات انسانی از معابر عمومی و یا کانالهای روباز فاضلاب شهری ـ که فاقد هر گونه امکانات بهداشتی بودند ـ مربوط می گردید.

با توسعه شهرها، مدیریت فاضلاب، از بازیافت به دفع تغییر شکل یافت و منابع موجود در فاضلابها را از قابل مصرف به دور ریختنی تبدیل نمود.



زباله های خانگی

زباله های خانگی می تواند با همکاری ومساعدت خانوارها به ویژه اقشار کم در آمد منافع اقتصادی فراوانی را به دنبال داشته باشد. یکی از این روش ها، جمع آوری زباله های قابل بازیافت از گوشه و کنار خیابان می باشد که این کار ممکن است به نوبت از ساکنان یک محله صورت گیرد.

برخی مواقع، زباله های خانگی با زباله های صنعتی، زائدات نیروگاهها و یا فاضلاب های عمومی مخلوط می شوند و می توانند آثار زیانبار مواد خطرناک را افزایش داده یا تسریع نمایند که خود نیازمند تدبیر و روشهای ویژه می باشد.

مواد پلاستیکی اساسی ترین مشکل مراکز دفن زباله هستند که به صورت پراکنده در روی زمین و یا شناور در اقیانوسها به چشم می خورند.



آلودگی سرب

از اوایل دهه 1930 میلادی تا کنون، بسیاری از شهرها با مشکل آلودگی سرب در هوا مواجه هشتند. 90 درصد سرب موجود در اتمسفر ناشی از سوخت خودروهای بنزینی می باشد. آلودگی سرب باعث کاهش وزن نوزادان می شود. کودکان در مقابل سرب آسیب پذیرتر هستند و ممکن است از این طریق دچار عقب ماندگی های ذهنی شوند.

انسانها ممکن است با تنفس هوای آلوده به سرب، نوشیدن آب های آلوده شده به وسیله اتصالات و لوله کشی های قدیمی و یا قرار گرفتن در محیطهایی که با رنگهای حاوی سرب نقاشی شده اند دچار عوارض ناشی از آلودگی سرب شوند.



دود گرفتگی شهرها

در خلال سالهای 1860 تا 1950 میلادی در انگلستان و بسیاری از شهرهای اروپا، دی اکسید گوگرد و دود ناشی از سوخت ذغال سنگ به ویژه برای مصارف خانگی در زمستان ـ مشکل آفرین بوده است. در حال حاضر این مشکل تا حد زیادی کاهش یافته ولی به صورتهای دیگر مثل مه دود فتوشیمیایی جلوه گر شده است. این پدیده باعث افزایش جهانی دمای زمین شده و همچنین دی اکسید نیتروژن موجود در هوا را بالا برده است.




در حال حاضر این مشکل تا حد زیادی کاهش یافته ولی به صورتهای دیگر مقل مه دود فتو شیمیایی جلوه گر شده است. این پدیده باعث افزایش جهانی دمای زمین شده و همچنین دی اکسید نیتروژن موجود در هوا را بالا برده است. قوانین هوای پاک (1956 و 1968) و قانون کنترل آلودگی (1974)، توانستند تا حد زیادی باعث کاهش آلودگی هوای دریای شمال شده و همچنین هوای دود گرفته انگلستان را بهبود بخشند.

مه دودهای فتو شیمیایی، وضعیت هوا را مانند روزهای ابری نموده و جریان هوا را به ویژه در ارتفاعات بالا، آنجایی که سپر حفاظتی اشعه ماورای بنفش نازکتر است از حد انداخته و در نتیجه آلودگی هوا ماندگار می شود.

آلودگی هوا از طریق باد و یا حرکت وسایل نقلیه موتوری، در شهرها منتشر می شوند. آلودگی هوا، ناشی از احتراق سوخت و تردد وسایل نقلیه موتوری می تواند از طریق کاربرد اگزوز های کاتالیزوری، سوخت تصفیه شده، موتورهای انژکتوری، جلوگیری از احتراق ناقص، ممانعت از تبخیر فراورده های نفتی، محدودیت تردداتومبیل های تک سرنشین، توسعه حمل و نقل عمومی و استفاده از انرژی های پاک در وسایل نقلیه موتوری به طور موثری کاهش پیدا نماید.



مشکل آلودگی و بهداشت عمومی

استفاده از آفت کشها، به طور گسترده از سوی مسئولین بهداشت عمومی، برای مبارزه و کنترل پشه، مگس، شپش، کنه، موش و غیره انجام می شود.

روشهای مختلف دیگری وجود دارد که توسط آنها ـ بدون استفاده از آفت کشها ـ می توان به طور چشمگیری از آسیب جانوران موذی در امان ماند. به عنوان مثال با درز گیری پنجره ها، استفاده از مقدار کمی نفت سفید روی آب های راکد، برای جلوگیری از رشد و تکامل حشرات، استفاده از ماهی های حشره خوار یا حلزون خوار در آبگیرها، دام گذاری برای جوندگان و یا بکارگیری تمهیداتی که مانع از جفتگیری و زاد و ولد حیوانات موذی می شود، می تواند از جمله این موارد باشد.



آلودگی مواد زائد صنعتی (غیر پرتوزا)

ذرات معلق، گازها، اشعه ها و اصوات به طرق مختلف در محیط پراکنده و پخش می شوند. زمینهایی که به دلایل مختلف از طریق صنایع آلوده می شوند، پس از مدتی به محلهای غیر قابل سکونت یا غیر قابل استفاده تبدیل می گردند که این امر خطرات بسیار جدی را برای سلامت و بهداشت انسان ها به دنبال خواهد داشت. در این رابطه راه حلهایی مثل وضع قوانین مناسب، ثبت اسناد و مدارک، ایجاد محدوده های کاربری زمین و انواع طرحهای احیای مجدد، می تواند به طور موثری مفید واقع شود.



رسوبات اسیدی و دی اکسید گوگرد

آلودگی ناشی از نیروگاههای حرارتی و صنایع می تواند در مقیاس گسترده ای باعث اثرات نامطلوب زیست محیطی شود. یکی از مهمترین این اثرات اسیدی شدن خاک است.

تقریبا 70 درصد رسوبات اسیدی به دلیل آلودگی ناشی از SO2 بوده و 30 درصد باقی مانده مربوط به سایر ترکیبات نیتروژن دار، مانند NO2 و N2O می باشد.



آلودگی خطرناک

آلودگی خطرناک را می توان به سه گروه عمده شیمیایی، بیولوژیکی و هسته ای طبقه بندی نمود. مواد شیمیایی خطرناک مثل PCB ها و سموم کلر دار، حتی در غلظت های پایین هم می توانند به عنوان یک تهدید جدی جلوه گر شوند. در زباله سوزها برای اجتناب از انتشار دوده و ذرات خطرناک، عمل سوزاندن، باید به طور کامل و در حرارتهای بسیار بالا انجام شود. ذکر این نکته ضروری است که حتی با وجود فیلترهای پیشرفته و روشهای نوینی مثل تزریق اکسیژن به داخل زباله سوزها، باز هم ممکن است ذرات به درستی هدایت نشوند.

آزبستهایی که در ساختمان سازی عایقکاری، ساخت لنت های ترمز و کلاچ وسایل نقلیه مواد نسوز و غیره بکار می روند، به هنگام تولید و مصرف ـ به دلیل ذرات ریزی که تولید می کنندـ برای سلامت انسان مضر هستند.

معضلات مصرف بی‌رویه کیسه‌های پلاستیکی در اروپا !

مصرف وافر کیسه‌های پلاستیکی و دورریختن آنها تنها پس از یک‌بار استفاده، از پی‌آمدهای جوامع مصرفی است که زیان‌های جبران‌ناپذیری برای طبیعت دارد. حال اتحادیه اروپا درصدد پیدا کردن راهی برای کاهش زباله‌های پلاستیکی است.

مسئول امور محیط زیست اتحادیه اروپا اعلام کرده که این اتحادیه در حال بررسی ممنوعیت استفاده از کیسه‌های پلاستیکی در سطح اروپا است. بر اساس آمار موجود هر فرد در اروپا سالانه حدود پانصد کیسه‌ی پلاستیکی مصرف می‌کند و بیشتر این کیسه‌ها تنها یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرند.



منطقه مدیترانه در خطر

بسیاری از مصرف‌کنندگان کیسه‌های پلاستیکی را پس از یک بار مصرف دور می‌اندازند در سواحل مدیترانه وجود کیسه‌های پلاستیکی که توسط افراد دور انداخته می‌شوند در برخی نقاط منجر به شکل‌گیری فرشی از زباله‌های پلاستیکی روی ساحل و آبهای ساحلی دریا شده است. افراد در کمال بی‌توجهی کیسه‌های پلاستیکی را پس از استفاده در محیط اطراف خود رها می‌سازند و باد آنها را با خود به هر گوشه‌ای می‌برد.
معضل پلاستیک بویژه در دریاها و اقیانوس‌ها ابعاد وسیع‌تری دارد. در کنار کیسه‌های پلاستیکی شناور روی آب، پوششی نیز از ذرات کوچک پلاستیک در قسمت بالای دریاها و اقیانوس‌ها شکل گرفته است. به گزارش نهاد حفاظت از محیط زیست اتحادیه اروپا تنها در دریای مدیترانه حدود ۲۵۰ میلیارد ذره‌ی پلاستیکی به وزن ۵۰۰ تن وجود دارد. تجزیه شدن این ذرات می‌تواند صدها سال طول بکشد.


پی‌آمدهای زباله‌های پلاستیکی برای حیوانات

هریبرت وفرز (Heribert Wefers) یکی از کارشناسان نهاد حفاظت از محیط زیست آلمان دقیقا درباره همین ذرات پلاستیکی شناور در سطح دریاها هشدار می‌دهد و می‌گوید: «در برخی جاها در اقیانوس‌ها شمار این ذرات حتی بیشتر از شمار پلانکتون‌ها هستند که سطوح بالای اقیانوس‌ها محل زندگی آنها است. ماهی‌ها این ذرات پلاستیکی را هم می‌خورند و در نهایت معده آنها بیشتر حاوی پلاستیک است تا پلانکتون. از این رو ماهی‌ها به‌رغم داشتن شکمی پر از گرسنگی می‌میرند.»
در عین حال تنها ماهی‌ها نیستند که در معرض خطر وجود ذرات پلاستیکی در دریاها قرار دارند، بلکه این ذرات زندگی پرندگان دریایی نیز را نیز به مخاطره می‌اندازد. از یک طرف این احتمال وجود دارد که پرندگان در کیسه‌های پلاستیکی گیر افتاده و خفه شوند. از طرفی دیگر هنگاهی که این پرندگان ماهی می‌خورند ذرات پلاستیکی وارد بدنشان می‌شود.



راه‌حل‌های مختلف برای مبارزه با آلودگی محیط زیست

یکی دیگر از معضلاتی که کیسه‌های پلاستیکی به همراه دارند، نبود روشی مناسب برای دفع آنها بدون داشتن پی‌آمدهای زیانبار برای محیط زیست است. در حال حاضر پیدا کردن راه‌‌حلی برای مشکل کیسه‌های پلاستیکی مشغله فکری‌ بسیاری از کشورها است. بنا بر گزارش نهاد حفاظت از محیط زیست آلمان تقریبا ۲۵ درصد از کشورها در سراسر جهان به اشکال مختلف برای مبارزه با زباله‌های پلاستیکی اقدام کرده‌اند. استرالیا، هند و برخی از کشورهای آفریقایی استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را ممنوع کرده‌اند. برخی دیگر از کشورها، از جمله ایرلند، بلژیک و چندین ایالت در آمریکا با تعیین مالیات برای این کیسه‌ها قیمت آنها را افزایش داده‌اند تا جذابیت آنها برای مشتریان کاهش یابد. در چین نیز توزیع رایگان کیسه‌های پلاستیکی ممنوع اعلام شده است. هریبرت وفرز این اقدام‌ها را روش مناسبی برای کاهش زباله‌های پلاستیکی می‌داند.


یکی از مشکلات استفاده از کیسه‌های پلاستیکی نبودن روشی مناسب یرای دفع آنهاست، روشی که به محیط زیست آسیب نرساند

ایتالیا چندی پیش بعد از ممنوع اعلام کردن کیسه‌های خرید از جنس پلاستیک متداول، کیسه‌هایی از جنس پلاستیک قابل تجزیه را وارد بازار کرد. اما نهاد حفاظت از محیط زیست و وزارت محیط زیست آلمان نگاهی بدبینانه نسبت به این راه‌حل دارند. آنها اعتقاد دارند که کیسه‌های پلاستیکی قابل تجزیه تنها برای فریب دادن مصرف‌کنندگان است. این نوع پلاستیک حاوی موادی مضر برای محیط زیست است و تجزیه‌ی آن آنقدر هم سریع صورت نمی‌گیرد.
در عین حال هم نهاد حفاظت از محیط زیست و هم وزارت محیط زیست در آلمان در مورد مؤثر بودن ممنوعیت سراسری استفاده از کیسه پلاستیک در اتحادیه اروپا تردید دارند. آنها معتقدند که کیسه‌های پلاستیک در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا به طور یکسان مصرف نمی‌شوند و راه‌های استفاده از آنها در هر کشور متفاوت با دیگری است. به طور مثال در آلمان بسیاری از مصرف‌کندگان کیسه‌های پلاستیکی را پس از یک بار مصرف کردن بلافاصله دور نمی‌اندازند. در مجموع آلمان با مصرف سالانه ۶۵ کیسه‌ی پلاستیکی توسط هر فرد زیر میانگین مصرف کل اتحادیه اروپا قرار دارد.

پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده  در تهديد تصميم گيري  براي حذف از  فهرست حفاظتي

پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده در تهديد تصميم گيري براي حذف از فهرست حفاظتي


مجلس شوراي اسلامي دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازد!

اين مناطق امانتي است از سوي ملت به دولت براي حفاظت نه واگذاري!


تحقيقات و مشاهدات کانون ديده بانان زمين و نيز خبر ها و گزارش هاي منعکس شده در رسانه ها، بيش از يک دهه است که خبر از سايه شوم تجاوزي مي دهد که اختاپوس وار به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده ، جنگل هاي باستاني شمال ، جنگل هاي زاگرس، سواحل شمالي و جنوبي کشور و پس کرانه هاي آن ، آبخيز ها ( کوه ها ) و... چنگ انداخته و اهداف خود را يکي پس از ديگري به نام توسعه محقق مي کند . شاهد مثال اين دست تخريب ها که حاصل چنان تجاوزاتي بوده است در پايان همين بيانه آورده شده است .

همة اين تجاوزات در سرزميني اتفاق مي افتد که :

*- از نظر پوشش جنگلي در زمرة کشور هايي است که داراي پوشش کم جنگل ( LFC) و يا کشور هايي که سطح جنگل هاي آنها نسبت به کل اراضي کشورشان کمتر از 10 درصد است.

*-جنگل هاي مرطوب آن کمتر از يک درصد است و در حال حاضر نيز به شدت مورد بهره برداري و واگذاري است.

*- مناطق چهار گانه حفاظتي آن ( پارک هاي ملي ، مناطق حفاظتي ، آثار طبيعي ملي، مناطق شكار ممنوع ) معادل 4/7 درصد ( 12 ميليون و 500 هزار هکتار ) و زير استاندارد هاي جهاني است. ( طبق استاندارد هاي جهاني حداقل 10 درصد هر سرزمين مي بايست حفاظت شده باشد )

*- بيش از 32 ميليون هکتار ( حدود 20 درصد ) از مساحت کشور را عرصه هاي بياباني تشکيل مي دهد ( با پراکنش در 17 استان ) .

*- بيش از يکصد ميليون هکتار از اراضي کشوردر معرض کاهش پتانسيل توليد و به تعبيري بيابان زايي قرار گرفته است .
*- ميزان خسارت ناشي از فرسايش بادي کشور سالانه به بيش از يکصد ميليارد تومان رسيده است .

*-فرسايش آبي در آن بسيار بالاست و ميزان رسوب پشت سد ها به 230 ميليون مترمکعب رسيده است به طوري که سالانه از ظرفيت سد هاي کشور به اندازه يک سد بزرگ کاسته مي شود .

*- از 609 دشت کشور، بيش از يک سوم آن از نظر کمي به دليل اضافه برداشت از سفره هاي آب زير زميني در شرايط بحراني قرار گرفته است .

*- مناطق آبي در سواحل جنوبي و پس کرانه هاي تالابي بسيار با ارزش و نادر آن، با آلودگي هاي وسيع نفتي مواجه شده است .

*- مناطق آبي سواحل شمالي و تالاب هاي بي نظير پس کرانه آن نيز در تهديد توسعه هاي صنايع نفت و پتروشيمي است .

*- هواي پايتخت و شهر هاي بزرگ آن از انبوه انفجار آميز خودرو به مرز خفقان آور رسيده و آسيب هاي بسيار جدي و گسترده به سلامتي و زندگي مردم وارد شده است و خسارت سالانه آلودگي هوا در ايران به يک ميليارد و 810 ميليون دلار يعني معادل 14 هزار و 420 ميليارد ريال رسيده است .

*- در ميان 133 کشور جهان بر اساس شاخصه هاي عملکرد زيست محيطي ( PILOT) در سال 2006 در رتبه 117 جاي گرفته است .

*- هنوز راهکارهايي براي معضل عظيم زباله اجرا نشده و زباله هاي آن رها سازي و دفن مي شوند.
*- هنوز فاضلاب هاي صنعتي ، کشاورزي و مسکوني و بيمارستاني آن به داخل خاک يا در رودخانه ها و تالاب ها و دريا رها مي شود .

*- که ...

بنابراين با تامل بر روي نکات فوق در مي يابيم که کشور ما تحت شرايط دشوار طبيعي و انسان ساخت قرار دارد و در حال حاضر با معضلات حادّ محيط زيستي مواجه است و اينجاست که اگر به اهميت جنگل هاي باستاني ، پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده توجه کنيم هرگز اين گنجينه را در طبق پيشکش به دست نابودي نمي سپاريم و اين امر زماني اهميت خود را نشان مي دهد که بدانيم پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني يعني : 

يعني مخزن آب

يعني حافظ خاک

يعني اکسيژن

يعني بانک ژن

يعني مخزن دارو و درمان جسم و جان

يعني پايگاه تحقيقاتي ، پايگاه آموزشي

يعني آموختن از طبيعت بکر که چگونه خود را ساماندهي مي کند

يعني الگو براي مدل هاي دست ساخت
يعني موزه زنده گياهي و جانوري

يعني تنوع چشم انداز

يعني يک اثر هنري زنده ،يعني کارگاه نقاشي

يعني ميراث نسل ها

  يعني پايگاه سجود در مقابل خالق هستي 

حال نگراني از آنجا آغاز شد که معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در سخناني حيرت آور با تاکيد بر اينکه ما مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست را با چنگ و دندان حفظ کرده ايم، اظهار مي کند: تعرضات تعدادي از دستگاه هاي دولتي و غير دولتي به مناطق حفاظت شده سازمان بسيار زياد و وحشتناک است اين در حالي است که شمار نيرو هاي حفاظتي ما محدود است. وي تصريح کرد در صورت ادامه اين روند مجبوريم در جه حفاظتي برخي از مناطق را کاهش دهيم و يا نام آنها را از فهرست مناطق حفاظت شده حذف کنيم.
(همشهري 2 دي 85 ) 

معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست با دو پهلو گويي و عدم شفافيت تهديد مي کند که در صورت ادامه اين روند تصميم گيري براي کاهش درجه حفاظتي و يا حذف برخي از اين مناطق از فهرست مناطق حفاظتي خواهد شد .

سئوال اينجاست که منظور ايشان از " ادامه اين روند " چيست ؟

آيا منظور تعرضات تعدادي از دستگاه هاي دولتي و غير دولتي به مناطق حفاظت شده سازمان است؟

يا کمبود نيرو ؟

اگر مقصود از اين روند، تعرضات است ، آيا پاسخ شما به اين تعرضات عقب نشيني و واگذاري است ؟

و اگر منظور از اين روند ، کمبود نيرو است، شواهد مثالي که در زير همين بيانيه آمده است تنها مؤيد نظريه اول است مبني بر تعرضات تعدادي دستگاه هاي دولتي و غير دولتي ( بخش اختصاصي و خصوصي ) است .

بنا براين هرگاه دليل تعرضات ، حجتي براي حذف مناطق حفاظتي باشد، بايد از تجربه جنگ تحميلي آموزش بگيريد، از آنانکه به بهاي جان و زندگي خود و خانواده خود مرز هاي کشور را با همة تعرضات داخلي و خارجي بسيار وحشتناک رها نکردند و با گذشت از مرز هاي خود محوري ، اين مرزو بوم را حفظ کردند که اگر چنين نبود اکنون کشور ما سرنوشتي چون عراق و افغانستان داشت ! آنها ايستادند و ايستادن را آموزش دادند و نه واگذار کردن و بخشيدن را !

معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در مصاحبه ديگري، به بخشي از دولت اشاره مي کند که با آن ها به تعاملات خوبي رسيده اند. وي مي گويد " خوشبختانه تعاملات خوبي در عرصه هاي طبيعي ميان دو سازمان ( سازمان جنگلها و سازمان محيط زيست ) رخ داده است و نگاه سازمان جنگل ها و مراتع، از نگاه بهره برداري به نگاه حفاظتي تغيير پيدا کرده است. ( سايت خبر گزاري جمهوري اسلامي – 29 آذر 85 ) اما خيلي زود اخبار منتشر شده جنس اين تعاملات را نشان مي دهد. بخوانيد روزنامه آينده نو مورخ دوشنبه 4 دي را در خصوص تعامل ميان سازمان محيط زيست و سازمان جنگل ها را براي پاکتراشي 40 هکتار از جنگل هاي باستاني شمال ( مينو دشت استان گلستان ) به منظور راهسازي و معدن کاوي :

اين خبر خود گوياي آن است که برخلاف نظر ايشان، نگاه سازمان جنگل ها هيچگونه تغييري نکرده است و همان نگاه آشناي واگذاري و بهره برداري است و نه حفاظتي و اين امر را به ذهن متبادر مي کند که سازمان حفاظت محيط زيست نيز نگاه مشابه دارد و برخلاف اظهارات قبلي ايشان مبني برحفاظت با چنگ و دندان، مي بينيم که به راحتي به اين نوع تعامل تن داده مي شود . اينجاست که تصميم وحشتناک و حيرت آور سازمان حفاظت محيط زيست مبني برکاهش درجه حفاظتي برخي از مناطق و يا حذف نام آنها از فهرست حفاظت شده دور از ذهن نمي نمايد .

معاونت محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در بخشي از مصاحبه اخير خود تاکيد مي کند که حفظ اين مناطق، تنها بر عهده سازمان حفاظت محيط زيست نيست و نيازمند يک عزم ملي است که هم اکنون اين عزم ملي وجود ندارد . ( سايت خبر گزاري جمهوري اسلامي 29 آذر 85)

عزم ملي يک مقوله بسيار گسترده است که در اين مجال فرصت پرداختن به آن نيست ولي کانون ديده بانان زمين معتقد است که بخش وسيعي از اين مقوله به تصميم سازان و تصميم گيران حکومت بر مي گردد که با تدوين يک برنامه آمايش سرزمين منطبق با شرايط بحراني آب و خاک کشور، اولاً جلوي سليقه هاي دولتي را بگيرند و درثاني، با تغيير و بازنگري در قوانين و پايبندي به تعهد به کنوانسيون هاي بين المللي اين عزم ملي را به ظهور برسانند .

حال با توجه به تخريب هاي وسيع و تجاوزات گسترده به پارک هاي ملي ، جنگل هاي باستاني و مناطق حفاظت شده و با توجه به معضلات زيست محيطي حاد که دامنگير کشور است و در فوق به آن اشاره مختصري شد و اظهار نظرات حيرت آور سازمان محيط زيست ( دولت ) در واگذاري و حذف اين عرصه هاي بسيار حياتي ، کانون ديده بانان زمين از مجلس شوراي اسلامي يعني نمايندگان مردم مي خواهد که هرچه سريع تر دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازد و در پي آن از قوة قضاييه مي خواهد که متخلفين را به اشّد مجازات محکوم کند .

بعلاوه کانون ديده بانان زمين توجه مجلس را به اين مسئله جلب مي نمايد که، با عنايت به اينکه رئيس سازمان محيط زيست، حکم مقام معاونت رياست جمهوري را دارد و به همين دليل نظير ساير وزارتخانه ها تحت نظارت مستقيم مجلس قرار ندارد ، ضروري است با بهره گيري از نظرات کارشناسان و تجارب ديگر کشور ها در اين زمينه سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگلها، از شکل کنوني تشکيلات اداري خود خارج و به عنوان وزارتخانه در آيند تا نمايندگان بتوانند وزير شايسته براي اين امر مهم را تأييد کنند و در ادامه وزير مربوطه را مانند ساير وزرا مورد سئوال و استيضاح قرار دهند .

بياد داشته باشيم که، توسعه بدون اکسيژن لازم ، بدون آب ، بدون خاک ، بدون جنگل و نهايتاً بدون پديده هاي طبيعي حياتي ، پايدار نخواهد بود و اين امر ممکن نيست مگر، با حفاظت واقعي از اين پديده هاي طبيعي حياتي و جلوگيري جدي و قانونمند از اينهمه تجاوز ، تخريب و آلودگي .


شواهد مثال زير، ضرورت اقدام عاجل مجلس در ممنوع ساختن هر گونه تعرض و تجاوز و تخريب پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را ايجاب مي کند. بعلاوه، اين مثال ها که تنها به برخي پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده اشاره دارد، خود گوياي آن است که اين تخريب ها، نه بخاطر کمبود نيرو، بلکه به دليل تعرضات و يا تصرفات بالفعل و يا قرار گرفتن در تهديد تصرفات بالقوه است :


*- منطقه حفاظت شده البرز مرکزي (دامنهء شمالي، بين دو رودخانه هراز و چالوس در استان مازندران ودر شهرستان هاي چالوس ، نور ، نوشهر واقع شده است و دامنه جنوبي آن در استان تهران در شهرستان هاي شميرانات ، تهران و کرج . بعلاوه بخش هاي مهمي از حوزه هاي آبخيز لتيان ، کرج و کن و سولقان در اين منطقه واقع شده اند , و اهميت حياتي براي تامين آب تهران دارد ) تهديد به نابودي کامل. کلنگ شوم اين تهديد بزرگ در سال 1375 براي احداث آزاد راه تهران شمال زده شد و از آن تاريخ تاکنون که ده سال مي گذرد با وجودآنکه تنها 5 درصد راه ساخته شده است، زمين هاي بسياري به غارت و يغما رفت و امروز نيز با مصوبه اخير دولت فاتحة بخش شرقي آن با احداث راه نور – بلده – گرمابدر – لواسان – تهران خوانده خواهد شد. بعلاوه احداث سد سياه بيشه يکي ديگر از تهديد هاي جدي در اين منطقه است. بياد داشته باشيم اين منطقه حياتي هم اکنون از مهم ترين تامين کننده هاي آب استان تهران و بخش غربي مازندران است و تخريب آن با احداث اين راه ها ضربه هولناکي به تامين آب در استان تهران و مازندران خواهد زد .

*- پارک ملي گلستان (استان گلستان) در معرض نابودي . احداث جادة عريض ترانزيتي از عميق ترين درة اين پارک. بخوانيد گزارش کانون ديده بانان زمين را در همين سايت (تعريض جاده پارک ملي گلستان بر بستر سيل خيز يعني بازي با جان مردم و عناد با منابع ملي)

*- پارک ملي لار (شمال استان تهران) در تهديد جدي نابودي . بر اساس مصوبه اخير دولت مجوز عبور جاده از درون پارک داده شد. گفتني است راه نور – بلده – خاتون بارگاه – گرمابدر – فشم – لواسان – تهران تماماٌ از مناطق حفاظت شده و از آبخيز هاي بلند منطقه مي گذرد و نابودي کامل حوزه لتيان از ديگر پيامد هاي اين راه شوم است . شايان ذکر است ايجاد اين راه مدت هاست در دستور کار قرار دارد و در طي سال هاي گذشته نيز با ترفند " راه هاي روستايي" رشته هايي از اين راه ها تا پشت پارک ملي لار آورده شده است و از آن طرف نيز تعريض راه فشم به گرمابدر در دو سال پيش شروع شد که کانون ديده بانان زمين در قالب يک گزارش ( تعريض راه فشم به گرمابدر به سود کوهخواران به ضررمنابع ملي ) اهداف و خطرات ناشي از احداث اين راه را به اطلاع عموم رساند .

*- پارک ملي اروميه (آذربايجان غربي و شرقي) احداث راه در دل درياچه اروميه – احداث سد هاي متعدد مخزني در مسير تمامي رودخانه هاي آب شيرين حوزه آبگير درياچه و کاهش حق آبه آن و معضلاتي که هم اکنون اين درياچه مهم با آن رو برو است.

*- پارک ملي نايبند (استان بوشهر) در استان بوشهر که تنها پارک ملي دريايي ايران و يکي از ارزشمند ترين زيستگاه هاي دريايي خليج فارس است در تهديد جدي توسعه هاي نفتي است .

*- پارک ملي بمو (استان فارس) تصرف بخش هاي وسيعي از آن توسط پادگان هاي نظامي و ديگر اشخاص با نفوذ. گفتني است اين پارک يکي از ده پارک نمونه دنيا از نظر ذخاير ژنتيکي است.

*- پارک ملي سرخه حصار (شرق شهر تهران) تصرف و تخريب در ابعاد بسيار وسيع به گونه اي که معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست هم اکنون مي گويد تنها بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم ( 9 دي 1385 )

*- پارک ملي خُجير (شرق شهر تهران) تهديد به عبور اتوبان و دو نيم کردن پارک و زمين خواري . مدير کل محيط زيست استان تهران در گفتگو با ايسنا مورخ 4 آذر 85 در اين مورد مي گويد : اخيراً با توجه به احداث سد ماملو فشار مضاعفي به پارک ملي خجير وارد شده و زمين خواران به اين منطقه هجوم آورده اند . بعلاوه آتش سوزي هاي بسيار زياد در اين پارک ملي که هنوز در خاطرها هست و اين يعني عدم حفاظت از پارک ملي .

*- پارک ملي خبر (استان کرمان) در تهديد توسعه هاي گردشگري با آنکه تشکل هاي زيست محيطي کرمان خوشبختانه توانسته اند از حداث تله کابين در اين پارک جلوگيري کنند (پشتيباني کانون ديده بانان زمين از اعتراض تشکل هاي زيست محيطي کرمان به ساخت تله کابين در پارک ملي"خبر" ) ولي هيچ تضميني براي ممنوعيت هر گونه دست اندازي به اين پارک وجود ندارد.

*- منطقه هاي حفاظت شده ورجين و جاجرود (استان تهران) اين مناطق که به دليل تجاوز ، ويلا سازي هاي شخص ، قطعه قطعه کردن زمين در شيب تاکنون با زمين لغزش هاي متعدد روبرو بوده است که کانون ديده بانان زمين گزارش هاي مفصلي از اين زمين لغزش ها داده است:

( زمين لغزش ديگر در حوزة لتيان .اين بار با ابعادي بسيار وسيع در منطقه حفاظت شده جاجرود )

(زمين لغزش ميگون، نتيجه آغاز تعريض جاده ميگون - شمشک و تجاوز به ...)

(ساخت و ساز در مسير شيب تند آبراهه، عامل اصلي خسارت (جاني و مالي) در سيل فشم - منطقه حفاظت شده ورجين )

ابعاد اين تعرض ها در مصاحبة مدير کل اداره محيط زيست استان تهران تا اندازه اي روشن است که ايشان در تاريخ چهارم آذر 1385 در گفتگو با ايسنا، با اشاره به پروند هاي زمين خواري مناطق تحت حفاظت اين سازمان در استان تهران مي گويد : ... در اين پروند ها حدود 10 ميليون و 632 هزار و 322 متر مربع از اراضي تحت حفاظت اداره محيط زيست استان تهران به تصرف زمين خواران در آمده بود که ما با کمک دادسراي ناحيه 2توانستيم حدود 60 درصد از اين زمين ها را خلع يد کنيم . "

*- منطقه حفاظت شده ارسباران (استان آذر بايجان شرقي ) بهره برداري از معدن سونگون در دل منطقه حفاظت شده جنگلي که به عنوان ذخيره گاه زيست کره نيز ثبت شده است که نتيجه آن تخريب وسيعي از اراضي جنگلي، نشت مواد شيمياي به.سفره هاي آب زير زميني ، تشديد فرسايش خاک و ... بوده است .

*- تالاب بين المللي و ذخيره گاه زيستکره ميانکاله (استان مازندران) در محاصره تاسيسات نفتي . در شبه جزيره ميانکاله آخرين باقي مانده هاي جنگل هاي باستاني جلگه اي هيرکاني وجود دارد که ارزش حفاظتي بسيار بالايي دارد ولي متاسفانه به شدت در تهديد آلودگي هاي نفتي قرار دارد (تالاب بين المللي ميانگاله در تهديد جدي آلودگي هاي نفتي )

*- تالاب هاي بين المللي سه گانه آلاگل ، آجي گل و آلماگل (استان گلستان) در تهديد توسعه هاي نفت و پترو شيمي ( تالاب بين المللي آلاگل )

*- تالاب بين المللي گميشان (استان گلستان) در تهديد توسعه هاي نفتي (تالاب بين المللي گميشان در تهديد جدي طرح هاي نفتي )

*- تالاب بين المللي شادگان (استان خوزستان) در تهديد فاضلاب هاي طرح نيشکر ، جاده سازي در دل تالاب و آلودگي هاي نفتي نزديک به دو سال است که 35 هزار متر مکعب زباله هاي بسيار سمي در اين تالاب ريخته شده ولي تاکنون اقدام عملي براي خنثي سازي آن انجام نشد ه است . بخوانيد گزارش کانون ديده بانان زمين را در همين سايت :

( نتايج آرمايش زباله هاي نفتي از زمين هاي گيسي آبادان نشانگر تهديد جدي براي تالاب شادگان )

35 هزار متر مکعب از زباله هاي سمي زمين گيسي سر از تالاب شادگان در آورد )

(بازي خطرناک بروکراسي در امحاء زباله هاي گيسي آبادان(زباله هاي نفتي تخليه شده در تالاب بين الملي شادگان)

(طرح نيشکر و تالاب شادگان)

*- تالاب بين المللي گاوخوني (استان اصفهان) اين سد دفاعي در مقابل پيشروي کوير امروز مرده است و به مخزن فاضلاب هاي صنعتي و کشاورزي ا صفهان تبديل شده است ( تخريب تالاب گاو خوني، نابودي سد دفاعي در برابر پيشروي كوير)

*- درياچه پريشان و دشت ارژن (استان فارس) اين دو تالاب با خصوصيات ويژه در کنار هم يکي از شگفتي هاي طبيعت را به تصوير کشيده اند به گونه اي که اطراف درياچه پريشان را جنگل هاي بلوط وبادام و داغداغان پوشانده و برعکس، تالاب ارژن با انبوهي از گياهان ني و لويي پوشش داده شده که هريک زيستگاه هاي جانوري خود را دارد . اين دو تالاب از سوي يونسکو نيز به عنوان ذخيره گاه زيست کره معرفي شده اند و هر دوي آنها نقش بسيار مهمي در حفظ ذخاير گياهي و جانوري دارند. اما علي رغم همة اين ارزش ها با انواع تهديد ها و تخريب ها همچون احداث راه ، احداث استخر هاي پرورش ماهي در کنار آن ، رها سازي گونه هاي غير بومي توسط شيلات در داخل آن و ورود فاضلاب به داخل آن و... روبروست .

*- تالاب بين المللي هامون (استان سيستان و بلوچستان) اين تالاب که پيش از اين با مساحت حدود 40 هزار هکتار ، مجموعه آبي وسيعي با ويژگيهاي اکولوژيکي بسيار غني را تشکيل مي داده است و براي معيشت مردم زابل از ارزش حياتي بسيار زيادي برخوردار بود ، امروز تبديل به بيابان ماسه اي شده است .

اين دگر گوني تاسف بار، نتيجهء احداث "چاه نيمه" ها (كه بهره برداري از "چاه نيمه"ء چهارم آن در هفته اخير آغاز شد)، کاهش "حق آبه" ايران از هيرمند و تشديد خشکسالي هاي منطقه بوده است.

 

شبه جزیره میانکاله در استان مازندران

شبه جزیره میان‌ کاله شبه جزیره‌ ای است در منتهی الیه جنوب شرقی دریای خزر ، در دوازده کیلومتری شمال شهر بهشهر واقع در استان مازندران ایران . مساحت آن بیش از شصت ‌و هشت هزار هکتار و ارتفاع آن بین ۱۵ تا ۲۸ متر کمتر از سطح دریای آزاد است .

این شبه جزیره ، خلیج گرگان را از دریای خزر جدا می‌ کند . زمین ‌های شبه جزیره بوته ‌زار بلند هستند و از قدیم مرتع گاوداران بوده ‌است .

در نوک خاوری این شبه جزیره روستای آشوراده قرار دارد که دارای تأسیسات شیلاتی است . آشوراده در فاصله کم و در روبروی بندر ترکمن ( بندر شاه سابق ) واقع شده‌ است . این شبه جزیره از شمال به دریای خزر ، از شرق به آشوراده ، از جنوب به خلیج گرگان و از غرب به بندر جدید امیرآباد محصور است .

از روستاهای طول این شبه جزیره عبارت‌اند از : آشوراده ، میان‌قلعه ، قزل شمالی ، قزل‌ مهدی و قواسطل .
نام میان‌کاله دگرگون ‌شده نام میان‌ قلعه ‌است .

تالاب
تالاب میانکاله بخشی از این شبه جزیره ‌است و در سوی باختر آشوراده قرار دارد . این تالاب اولین تالاب بین ‌المللی ثبت شده در فهرست تالاب ‌های کنوانسیون رامسر است . در این تالاب که ۱۰۰ هزار هکتار مساحت دارد ۴۰ گونه پرنده زندگی می ‌کنند .

زمین ‌های آن مجموعه ‌ای از شن زارهای ساحلی ، اراضی باتلاقی ، آبگیر ها ، مرداب جنگلی با پوشش درختچه‌ های گز ، جنگل انارستان ، بوته‌ های تمشک و زمین ‌های پست و گره ‌افتاده هستند .

زندگی و گیاهی و جانوری
گونه‌ های گیاهی و جانوری تالاب و شبه جزیره :

گونه ‌های گیاهی :
انار ترش وحشی ، تمشک ، سازیل ، ازگیل ، داغداغان ، سیاه ‌تلو ، سپیدار ، علف شور ، جگن و علف هفت‌بند ،
گونه ‌های جانوری :
گرگ ، شغال ، روباره ، جوجه تیغی ، گربه وحشی ، خوک و خوک دریای خزر ، پرندگان فلامینگو ، دراج ( بومی ) ، شاهین ، بحری و زنگوله ‌بال ( مهاجر عبوری ) ، ورود پانصد هزار پرنده از سیبری ، ماهی ‌ها ( کپور ، کفال ، کلمه ، ماهی سفید ، سوف ، ماش و کاراس )
گونه‌ های جانوری کمیاب و در خطر انقراض میان‌ کاله عبارت ‌اند از : قوی فریاد کش ، پلیکان پاخاکستری ، فلامینگو ، اردک سرسفید ، عروس ‌غاز ، غاز پازرد ، طاووسک ، چنگر و مرگونس سفید . این جانوران در فهرست ممنوعیت تجارت جهانی پرندگان در معرض خطر قرار گرفته‌ اند .
میان ‌کاله از مکان‌ های مناسب برای پرنده‌ نگری است .
این منطقه از جمله ذخایر بیوسفر ۹ گانه ایران است . که بخاطر ویژگی های خود در هشتمین برنامه انسان و کره مسکون سازمان ملل متحد به ثبت رسیده و در شبکه ذخیره گاهای جهانی جای گرفته و منطقه از هر گونه فعالیت غیر مرتبط انسانی باید حفاظت شود .
اسب یکی از چهار پایان بومی منطقه که بصورت وحشی در میانکاله به چشم می خورد .

میانکاله به دلیل برخورداری از تنوع اکوسیستمی یکی از مکان‌ های مهم ‌برای تخم ریزی ، رشد آبزیان و نیز مکانی مناسب برای زادآوری ، مهاجرت و زمستان گذرانی پرندگان مهاجر در خاورمیانه و غرب آسیا است .

اردک سر سبز
مشخصات :
این پرنده ، 57 سانتیمتر طول دارد و از اردک های نسبتاً روی اب چر است . پرنده نر ، به واسطه سرِ سبز براق و منقار روشن مایل به قهوه ای ، به آسانی از پرنده ماده و سایر اردک ها ، تمیز داده می شود . بدن ، خاکستری رنگ و سینه قهوه ای بلوطی است . پرنده ماده ، به طور کامل ، قهوه ای مایل به خاکستری لکه لکه ای است اما زیر تنه نر سفید است و طوق سفید رنگی در گردنش دیده می شود . آینه بالی ، در هر دو جنس ،بنفش با حاشیه سفید است . در فصل تولید مثل ، پرنده نر به ماده شباهت می یابد ، با این تفاوت ، که منقارش سبز مایل به زرد است . این پرنده ، ناگهانی و به طور عمودی از سطح آب به پرواز در می آید .
صدا :
این پرنده ، عمدتاً ساکت است ، اما پرنده نر ، صدای آرامی دارد که از بینی شنیده می شود و هنگام نمایش های جنسی صدای ضعیف و و کشیده صوت مانند ی شبیه به به گوش می رسد . صدای پرنده ماده شبیه ((غار غار )) شنیده می شود .
زیستگاه :
این پرنده ، عمدتاً در مناطق تالابی ، نیزارها ، سواحل دریا و مصب ها به سر برده و روی زمین ، لابلای علف ها یا در میان درختان آشیانه می سازد . در ایران ، زمستان ها ، به وفور دیده می شود ، اما به تعداد اندک ، تولید مثل می کند .
حفاظت :
به سبب علاقه بیش از حد شکارچیان به شکار سر سبز ، به واسطه گوشت مطبوعش ، باید با جدیت از شکار بی رویه این پرنده جلوگیری به عمل آید .
پراکندگی در میانکاله :
این پرنده در زمستان به تعداد خیلی زیاد به همراه اردک سر هنایی ،اردک تاجدار در میانکاله و تالاب لپوی زاغمرز و پرورش ماهی های اطراف میانکاله دیده می شود .
تهدیدها درمنطقه :
تالاب بین المللی لپوی زاغمرز یکی از تالاب های است که این پرنده در زمستان به صورت خیلی زیاد در آن دیده می شود . این تالاب که از سال 1358 به عنوان تالاب بین المللی در فهرست کنوانسیون بین المللی رامسر ثبت شده در حال حاضر بواسطه دخالت خیلی زیاد بشر بشدت در معرض نابودی قرار گرفته است .

                   

حفره ای بزرگ در لایه اوزن در قطب شمال

دانشمندان از وجود حفره ای بزرگ در قطب شمال خبر دادند که از نظر اندازه ، با حفره ایجاد شده در قطب جنوب برابری می کند.

 دانشمندان می گویند این حفره که اوایل سال ایجاد شده است پنج برابر مساحت آلمان را دارد و می تواند به صورت بالقوه، مردم اروپای شرقی، روسیه و مغولستان را در معرض میزان بیشتری از اشعه ماورای بنفش قرار دهد.

دانشمندان معتقدند، مواد شیمیایی تخریب کننده لایه اوزون، همچنان وجود دارند.

همچنین چهار ماه گذشته، این منطقه بسیار سرد بود و این به واکنش های شیمیایی و شروع تخریب لایه اوزون، منجر می شود.

با این حال گفته می شود تا ماه فوریه که اشعه خورشیدی در روسیه به صورت چشمگیر، وجود خواهد داشت، کسی در این کشور از این مساله آسیب چندانی نبیند.

به نظر می رسد آسیب پذیری استرالیایی ها در جنوب زمین به مراتب بیشتر از آسیب پذیری روس ها در نیمکره شمالی باشد.
گزارش ها حاکی است آسیب دیدگی و سوراخ لایه اوزون برفراز قطب شمال به بالاترین حد خود رسیده است. دانشمندان و محققان در گزارش خود اعلام کردند ‌هم‌اکنون این ضایعه را می توان «یک سوراخ» نامید چرا که به شکل جدی لایه اوزون آسیب دیده است.

به گزارش «ساینس جورنال» در حدود فاصله ۲۰ کیلومتری بالاتر از سطح زمین حدود ۸۰ درصد از لایه اوزون از بین رفته است. این گزارش می‌گوید به دلیل هوای سرد و وجود مواد شیمیایی کلرین، ضایع شدن لایه اوزون تسریع داشته است.

این گزارش حاکی است در ماه آوریل، گزارشی از روند تخریب قطب شمال منتشر شده بود اما این نخستین باری است که تمامی داده‌های این تحقیق مورد کارشناسی و تحلیل قرار گرفته است.

میشل سانتی، از کارشناسان بررسی جوی ناسا می‌گوید: «اصولا فصل زمستان وقتی است که موقعیت جوی متفاوت و متنوعی در قطب شمال روی می‌دهد که برخی از این جریان‌های هوایی گرم و برخی سرد هستند. اما در چند دهه اخیر، اکثریت با جریان‌های سرد بود و این جریان‌های سرد هم بیشتر و هم سردتر شده‌اند.»

وی می افزاید: «با توجه به حضور این همه جریان سرد و حضور کلرین، انتظار می‌رود و پیش‌بینی فعلی این است که روند تخریب لایه اوزون بدتر از این هم بشود.»

میشل سانتی می‌گوید از ماه آوریل به بعد مدام جریان‌های سرد برفراز قطب شمال جریان داشته و گردبادهای قطبی هم این روند را تشدید کرده است.

مواد مخرب لایه اوزون بیشتر از ترکیبات «کلروفلوروکربن» هاست که در یک صد سال گذشته در ساخت مواد درون یخچال‌ها و فریزرها و کپسول‌های آتش‌نشانی به کار گرفته شده است. این گزارش حاکی است نخستین تحقیق لایه اوزون نشان داد که این مواد جزء مخربترین‌ها مواد روی لایه اوزون هستند و با فرا رسیدن موج هوای سرد بر فراز قطب شمال، این تخریب شدت می‌گیرد.

استفاده از این مواد در سال ۱۹۸۷ و در پی تصویب پروتکل مونترآل، ممنوع و محدود شد. لایه اوزون باعث جذب اشعه فرابنفش تشعشعات خورشیدی می‌شود. این اشعه ضایعات پوستی از جمله سرطان پوست را به همراه می‌آورد.

در مقابل این گزارش، دانشمندان و محققان دیگری از موسسه «تحقیقات آب و هوای قطبی» در تحقیق خود می‌گویند سوراخ لایه اوزون در ۱۰ سال آینده به تدریج رو به ترمیم خواهد رفت و اثرات پروتکل مونترآل مشخص خواهد شد.

از زمان آسیب لایه اوزون، سالانه درصد بروز تشعشع فرابنفش اشعه‌های خورشید در قطب شمال توسط ایستگاه‌های تحقیقاتی در اروپای شمالی و روسیه اندازه‌گیری می شود. گزارش‌های اخیر حاکی است وضعیت این اشعه نسبت به سال‌های قبل بیشتر شده ولی مشخص نیست که تاثیر مخرب آن بر انسان چقدر است.

این گزارش می‌گوید ترکیبات کلورین در یک صدسال گذشته در طبقات جوی نفوذ کرده و هنوز باعث خسارت می‌شود و شاید در نیمه قرن جاری، به تدریج اثرات ترمیمی لایه اوزون قابل رصد باشد.

تولید (ریزگرد) در كشور

ظهور پدیده گرد و غبار در آسمان ایران و ارتباط مستقیم این پدیده با تالاب خشک «هورالعظیم» باعث شد توجه کشورهای منطقه به یکباره متوجه وضعیت محیط زیست در کشور جنگزده عراق شود.

چرا که بسیاری از کارشناسان محیط زیست در روزهای گذشته منشاء گردوغبار هوای ایران را بستر خشک این تالاب دانستند.
هورالعظیم یکی از بزرگ‌ترین تالاب‌های جهان است که در فهرست تالاب‌های بین‌المللی رامسر نیز به ثبت رسیده است. وسعت این تالاب به حدی زیاد است که قسمتی از آن نیز در خاک ایران امتداد یافته و به نام تالاب شادگان در استان خوزستان شناخته می‌شود. اما همانند هورالعظیم، شادگان نیز در وضعیت مناسبی به‌سر نمی‌برد. به تعبیری می‌توان گفت که پس از هورالعظیم، شادگان هم با خطر خشک شدن و دامن زدن به پدیده گرد و غبار در آسمان کشور روبه‌رو است. با این حال توجه چندانی از سوی متولیان محیط زیست به این تالاب و تالاب‌های دیگر نمی‌شود و اکنون شمار زیادی از تالاب‌های بزرگ کشور در معرض خطر هستند. با وضع فعلی، به نظر می‌رسد که پس از عراق، ایران دومین منبع بالقوه برای تولید گرد و غبار در منطقه برای سال‌های آینده باشد؛ گرد و غباری که گوشه‌ای از اثرات خود را در هفته گذشته به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشورمان تحمیل کرد.
صدام؛ مقصر اصلی
اسماعیل کهرم، متخصص محیط زیست درباره پیشینه تالاب هورالعظیم و ماجرای خشک شدن آن می‌گوید: «این تالاب باارزش بین دو رود دجله و فرات قرار داشت. در زمان جنگ، نیروهای ایرانی از طریق تالاب به وسیله قایق وارد خاک عراق می‌شدند و عملیات انجام می‌دادند. به همین خاطر صدام دستور داد دور تا دور تالاب را خاکریزی کنند و آن را مانند کاسه درآورند. سپس به وسیله پمپ‌هایی قوی آب تالاب را کشیدند و از طریق کانال‌هایی به رودخانه‌های دجله و فرات سرازیر کردند. به این ترتیب وسعت عظیمی از تالاب خشک شد.»
خشک شدن تالاب باعث شد خاک بستر آن در معرض جریان هوا قرار گیرد و به وسیله باد، به هوا بلند شود. خاک بستر تالاب‌ها از نوع دانه ریز است و به همین دلیل به آن «ریزگرد» نیز گفته می‌شود. ریزگردها بسیار سبک هستند و به‌راحتی در جریان هوا، جابه‌جا می‌شوند. کهرم ادامه می‌دهد: «در کنفرانسی که دو سال قبل در بغداد و با موضوع تالاب هورالعظیم برگزار شد، چنین روزهایی پیش‌بینی شده بود و از قبل می‌دانستیم که دیر یا زود گرد و غبار در آسمان ایران و کشورهای همسایه ظاهر می‌شود.» گذشته از اقدام صدام حسین، رودخانه‌هایی که پیش از این هورالعظیم را تغذیه می‌کردند هم‌اکنون به وسیله سدهایی در کشور ترکیه مسدود شده‌اند و اختصاص نیافتن حق آبه تالاب از سوی دولت ترکیه نیز به مشکلات هورالعظیم دامن زده و باعث شده تالاب دوباره احیا نشود. کهرم که منشاء اصلی گرد و خاک آسمان ایران را بستر خشک این تالاب می‌داند، درباره ماهیت این ریزگردها می‌گوید: «در بستر تالاب‌ها مواد کربن‌دار به صورت رها وجود دارند. مواد کربن‌دار حاصل تجزیه شاخ و برگ گیاهان در بستر تالاب است. این مواد بسیار سبک هستند و به راحتی توسط باد جابه‌جا می‌شوند. به همین دلیل غبار موجود در تهران و بقیه شهرها، متشکل از مواد کربنی و ریزگردها است.»
مهار گرد و غبار
ورود ریزگردها از کشور عراق، مقامات سازمان حفاظت محیط زیست ایران را راهی بغداد کرد تا از دولت نوری مالکی بخواهند اقدامی برای مهار گرد و غبار انجام دهد. پیش از این، دولت‌های ایران و امارات متحده عربی برای مهار گرد و خاک بیابان‌های عراق مشارکت داشتند و بودجه‌ای را برای این کار به دولت عراق اختصاص می‌دادند اما به دلیل ناآرامی و وضعیت نابسامان عراق، این مشارکت چند سالی متوقف شد.
مشارکت ایران و امارات شامل تامین بخشی از بودجه «مالچ‌پاشی» در بیابان‌های عراق بود. مالچ ماده‌ای از مشتقات نفت خام است که مخلوط آن با خاک رس و آب برای مهار ماسه‌های روان و ریزگردهای بیابانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پاشیدن این ماده روی خاک باعث چسبندگی و سنگینی خاک می‌شود و از بروز پدیده گرد و غبار و همچنین پیشروی بیابان‌ها جلوگیری می‌کند.
اما مالچ‌پاشی، مخالفانی دارد. متخصصان علوم مرتبط با بیابان و مناطق خشک معتقدند به دلیل آنکه مالچ پاشیده‌شده بر خاک از مشتقات نفت است، به محیط زیست صدمه وارد می‌کند. کهرم از اثرات مالچ‌پاشی در بستر خشک هورالعظیم می‌گوید: «این کار خاک و گیاهان منطقه را مسموم می‌کند و اگر تالاب دوباره احیا شود، مواد نفتی باعث مسمومیت آب نیز می‌شود. مالچ‌پاشی به‌عنوان دارویی مسکن است که برای مناطق وسیع کاربرد ندارد. کار اساسی برای مهار گرد و غبار، گسترش بوته و درختکاری است.»
یکی از توافقات اجلاس عراق، انتقال تجربه بوته‌کاری و درختکاری برای تثبیت خاک و جلوگیری از پیشروی بیابان است.
محمدباقر نبوی، معاون محیط دریایی سازمان حفاظت محیط زیست که به همراه واعظ‌جوادی، عازم عراق شده بود می‌گوید: «مقرر شد مقامات عراقی در مردادماه برای انتقال تجربه مهار بیابان به ایران سفر کنند. ما تجربیات خوبی داریم و تاکنون موفق شده‌ایم در کشور بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار بیابان را کنترل کنیم.» اما از سوی دیگر برخی از کارشناسان تکرار این اقدام برای بستر هورالعظیم را جایز نمی‌دانند چرا که معتقدند در صورت احیای تالاب، درخت‌ها و بوته‌های کاشته شده، اکوسیستم تالابی هورالعظیم را برهم می‌زنند. محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع می‌گوید: «بوته‌کاری در بستر هورالعظیم کاری اشتباه است چون این زمین‌های خشک بستر تالاب هستند و با این کار بستر تالاب از بین می‌رود و اکوسیستم تغییر می‌کند. به جای این کار باید تلاش کرد ترکیه حق‌آبه هورالعظیم را تامین کند تا تالاب احیا شود.» این پژوهشگر در حوزه بیابان و مناطق خشک در گفته‌هایش به «چشمه‌های تولید گرد و خاک» اشاره می‌کند: «بوته‌کاری و ایجاد فضای سبز با گیاهان سازگار فقط در چشمه‌های تولید گرد و غبار توصیه می‌شود.»
او در توضیح چشمه‌های گرد و غبار می‌گوید: «در نزدیکی مرز عراق و سوریه، منطقه‌ای وجود دارد که محل رزمایش‌های نظامی عراق است. معاون سازمان محیط زیست عراق هم گفته بود این منطقه محل عبور تانک‌های ارتش است. لایه‌ای از خاک این محل به دلیل عبور تانک و انفجارهای متعدد فرسوده شده که با کوچک‌ترین نسیمی به هوا بلند می‌شود. دولت عراق هم چند سالی است این منطقه را مالچ‌پاشی نکرده و گرد و خاک آن به هوا بلند شده است.»
درویش معتقد است چشمه‌های گرد و خاک از عوامل اصلی ایجاد پدیده گرد و غبار در آسمان هستند و می‌افزاید: «چشمه‌های گرد و غبار باید به هر قیمتی که شده مهار شوند. چه از طریق مالچ‌پاشی و چه از طریق بوته‌کاری و درختکاری. با مهار این چشمه‌ها گرد و غبار به میزان زیادی کاهش می‌یابد.»
چشمه‌های گرد و خاک جدید
با وجود اینکه فرسایش خاک و خشک شدن تالاب در عراق بیشترین آسیب را در بین کشورهای منطقه به ایران وارد کرده است اما تالاب‌های ایران هم در وضعیت مناسبی قرار ندارند. به‌علاوه آمارها نشان می‌دهد میزان فرسایش خاک در کشور ما نیز بسیار بالا است به‌طوری که پرویز گرشاسبی، مدیرکل دفتر حفاظت خاک و کنترل فرسایش سازمان جنگل‌ها و مراتع چندی پیش اعلام کرده بود: «براساس آخرین اطلاعات، میزان فرسایش خاک در فلات ایران ۱۵ تن در هکتار است. در حالی که در اروپا فرسایش خاک یک‌چهارم این میزان است.» از دست رفتن پوشش گیاهی، اجرا نشدن طرح‌های آبخیزداری، ساخت و سازهای متعدد در مناطق طبیعی و فرسایش از طریق باد، مهم‌ترین دلایل از دست رفتن خاک در ایران است.
علاوه بر این وضعیت تالاب‌های کشور نیز نامطلوب است. از میان ۲۲ تالاب ایرانی ثبت‌شده در فهرست رامسر، هم‌اکنون هفت تالاب در فهرست تالاب‌های در معرض خطر (مونترو) قرار دارند که مهم‌ترین آنها تالاب‌های انزلی، شادگان و ‌هامون هستند. این آمار تنها مربوط به تالاب‌های ثبت‌شده در فهرست رامسر است و بسیاری از تالاب‌های کشور که هنوز در این فهرست به ثبت نرسیده‌اند نیز در شرایط خطرناکی قرار دارند.
هامون تکرار هورالعظیم
در این میان تالاب ‌هامون به‌دلیل قطع آب رود هیرمند و احداث سد روی این رودخانه توسط دولت افغانستان به‌طور کلی خشک شده است. جدا از تغییرات اقلیمی و اکوسیستمی در استان سیستان و بلوچستان، خشک شدن‌ هامون اثرات مخربی بر حیات اجتماعی منطقه گذاشته است. چراکه عمده فعالیت مردم منطقه در زمان پرآبی ‌هامون، کشاورزی بوده است. گندم سیستانی که از اصیل‌ترین نژادهای گندم در سراسر جهان به حساب می‌آید، در این استان کشت می‌شد که با خشک شدن‌ هامون کشت گندم و سایر محصولات کشاورزی و همچنین صنایع وابسته به آن در سیستان و بلوچستان متوقف شد. علاوه بر این برابر آمارهای منتشر شده از سوی سازمان شیلات در دهه ۱۳۷۰ در روستاهای اطراف تالاب ‌هامون بیش از ۱۲ هزار نفر صیاد زندگی می‌کردند که این افراد در مدت ۱۰ ساله خشک شدن ‌هامون بیکار هستند و یا به مشاغل کاذب روی آروده‌اند. در اطراف هورالعظیم نیز، جامعه‌ای چهار هزار نفری می‌زیستند که به نوشته National Geographic بازماندگان قدیمی‌ترین تمدن‌های روی زمین بودند. به گفته کهرم، مردم این تمدن پس از خشک شدن هورالعظیم، از این منطقه «آواره» شدند. اما از سوی دیگر، بستر خشک ‌هامون باعث شده تا بادهای مشهور سیستان، موسوم به «بادهای ۱۲۰ روزه» به توفان‌های گرد و غبار تبدیل شوند. این بادها که از سوی اقیانوس هند می‌وزند از اردیبهشت‌ماه آغاز می‌شوند که در سال‌های اخیر باعث اختلال در شبکه راه‌های استان و پروازهای منطقه شده‌اند.
سه سال قبل میزان بارندگی‌ها در حدی بود که قسمتی از تالاب دوباره پرآب شد اما این پرآبی دوام چندانی نداشت و هم‌اکنون تالاب به وضع سابق بازگشته است. کهرم می‌گوید: «وقتی تالاب خشک می‌شود زمین ترک برمی‌دارد. به همین خاطر برای حیات مجدد آن به دو برابر حجم آب اولیه احتیاج است.»
هرچند که خشک شدن تالاب ‌هامون دلیلی خارج از اختیارات دولت ایران دارد اما در برخی موارد تصمیم‌گیری دولت‌ها در بخش توسعه باعث به خطر افتادن و خشک شدن تعداد زیادی از تالاب‌های کشور شده است. احداث سدهای متعدد روی بسیاری از رودخانه‌های کشور، بخش عمده‌ای از تالاب‌های کشور را به سرنوشت تالاب‌ هامون نزدیک کرده است. خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه نتیجه احداث ۱۴ سد در حوضه آبریز این تالاب بین‌المللی است. هم‌اکنون نواری سفیدرنگ از نمک به قطر پنج کیلومتر پیرامون دریاچه ارومیه ظاهر شده است و کارشناسان تخمین زده‌اند که با ادامه این روند مرگ قطعی بزرگ‌ترین دریاچه آب شور داخلی ایران در ۲۰ سال آینده رقم خواهد خورد. علاوه بر این تالاب‌های بین‌المللی بختگان، گاوخونی و پریشان نیز از احداث سدها آسیب دیده‌اند. هم‌اکنون هر سه این تالاب‌ها در فهرست تالاب‌های در خطر قرار گرفته‌اند.
از آنجا که تالاب‌های بختگان و ارومیه جزء تالاب‌های شور کشور هستند، خشک شدن آنها تبعات سنگین‌تری دارد. چرا که نمک باقیمانده در بستر خشک این تالاب‌ها، توسط باد جابه‌جا می‌شود و بروز پدیده گرد و غبار با این منشاء خطرات جدی‌تری را برای انسان در پی دارد. به علاوه پراکنده شدن نمک در زمین‌های اطراف باعث شوری خاک شده و کشاورزی و مراتع این مناطق را نابود خواهد کرد.


تالاب‌ها درمعرض تبدیل شدن به کانون ریزگرد


اسدالله افلاکی: سازمان محیط‌زیست به‌عنوان یکی از دو متولی اصلی حفاظت آب و خاک در مهار پدیده ریزگرد می‌تواند نقشی کارساز ایفا کند.


گرچه این پدیده بیشتر در شمار وظایف معاون انسانی این سازمان قرار دارد اما به دو دلیل به سراغ معاون طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست رفتیم؛ نخست اینکه معاون انسانی سازمان محیط‌زیست، کمتر تن به مصاحبه می‌دهد و از زمانی که بر این مسند تکیه زده به‌ندرت در مقابل رسانه‌ها نمایان شده است.

دوم آنکه برخی کارشناسان، تالاب‌های خشک شده را منشأ داخلی ریزگرد‌ها معرفی می‌کنند. حتی این فرضیه مطرح است که بیش از 90 درصد ریزگردها منشأ داخلی دارند ؛ دراین میان از تالاب هورالعظیم به‌عنوان کانون اصلی ریزگرد نام برده می‌شود.

اما محمدباقر صدوق، معاون طبیعی محیط‌زیست گرچه هورالعظیم را در ایجاد ریزگرد مؤثر می‌داند اما تأکید می‌کند: براساس اطلاعات و سوابق مربوط به پیشینه ریزگرد که یک دوره زمانی 15 ساله از سال 73 تاکنون را شامل می‌شود، نمی‌توان درصد مشخصی برای منشأ داخلی و خارجی ریزگرد اعلام کرد اما آنچه مسلم است بخش عمده ریزگردها از کشورهای خارجی سرچشمه می‌گیرد.

صدوق با تأکید براینکه هورالعظیم یکی از عمده‌ترین کانون‌های ریزگرد است، می‌گوید: در زمان صدام، بخشی از اراضی این تالاب با ایجاد نهری بین دجله وفرات زهکشی و تبدیل به اراضی کشاورزی شد، بخشی از ریزگرد‌ها ناشی از همین تغییر کاربری اراضی تالابی است. وی می‌افزاید: منشأ ریزگردها تنها به هورالعظیم که بخشی از آن در خوزستان و بخشی در جنوب کشورعراق واقع شده محدود نمی‌شود بلکه بخش عمده ریزگردها از اردن، سوریه و عربستان وارد کشور می‌شود.

صدوق با اشاره به وضعیت بحرانی تالاب‌ها تصریح می‌کند: چنانچه برای بهبود شرایط ناگوار تالاب‌های کشور چاره‌اندیشی نشود در آینده نزدیک این تالاب‌ها به کانون‌های ریزگرد تبدیل خواهند شد. برای نمونه در حال حاضر دریاچه ارومیه به‌دلیل کم آبی وضعیت بسیار نامطلوبی دارد و بخش قابل توجهی از اراضی تالابی آن خشک شده است در نتیجه با وزش هر بادی مقدار زیادی نمک از این اراضی جدا و در مزارع و شهرهای اطراف پخش می‌شود که اثرات سوئی بر زندگی مردم و اراضی کشاورزی منطقه دارد.

هامون هم وضعیتی مشابه دارد. تالاب‌های بختگان، طشک و گاوخونی هم خشک شده‌اند. صدوق تأمین حقابه تالاب‌ها را مهم‌ترین راهکار برای احیای مجدد زیستبوم‌های تالابی عنوان می‌کند و می‌افزاید: مشکلی که درکشورما وجود دارد بخشی‌نگری در اجرای طرح‌های عمرانی از جمله احداث سدهاست.

در نتیجه به‌رغم مزایایی که این سازه‌های عظیم آبی به‌خصوص در زمینه کنترل آب‌های سطحی دارند اما بی‌توجهی به مسائل زیست‌محیطی در مکان‌یابی و اجرای این سازه‌ها، سبب شده تا تأثیرات نامطلوبی بر طبیعت داشته باشند. صدوق می‌گوید: وضعیت ناگواردریاچه ارومیه ناشی از همین طرز نگاه در سدسازی است گرچه وزارت نیرو اعلام کرده 67 درصد خشکی این دریاچه به خاطر خشکسالی است و سهم سدهای بالادست در ایجاد وضعیت بحرانی ارومیه فقط 5 درصد است.

اما این آمار که مشخص نیست براساس چه پارامترهایی اعلام شده به هیچ عنوان برای سازمان محیط‌زیست قابل‌قبول نیست.وی درخصوص اقدامات سازمان محیط‌زیست برای مقابله با پدیده ریزگرد می‌گوید: با توجه به اینکه منشأ اصلی این ریزگردها در کشورهای دیگر قرار دارد سازمان محیط‌زیست برای دستیابی به سازوکاری مناسب با مراجع مسئول در سوریه، عراق و ترکیه تفاهمنامه‌هایی را امضا کرده و تلاش می‌کند تا براساس این تفاهمنامه‌ها برای مهار ریزگرد اقدام کند اما زمانی اقدامات سازمان محیط‌زیست می‌تواند به نتیجه برسد که کشورهای مذکور در این زمینه همکاری کنند.


منبع : همشهری آنلاین و فرهیختگان آنلاین